تبليغاتX
سجيران


گیاهان دارویی:

آویشن: خلط آور ، ضد نفخ ،به عنوان دهان شویه ، به صورت پودر و خمیر دندان اثر ضد آماس و تورم لثه دارد، ضد سرفه و سیاه سرفه ،درمان رماتیسم، مسائل پوستی، ورم معده، ضد انگل، بیماریهای قارچی پوست، رگ به رگ شدن.



اسفند: در طب قدیم اعراب به عنوان خواب آور ، معرق،ضد کرم و قاعده آور مصرف داشته است.

در ایران برای تولید رنگ، ضد کرم و در ناتوانیهای جنسی به کار می رود.برای رفع وزوز گوش و سنگینی گوش مفید است. برای ضد عفونی کردن اتاقها و از بین بردن میکروبها مفید است. ضد سموم دخانیات می باشد



اسطوخدوس: به عنوان ملین سبک مورد استفاده قرار می گیرد،ضد رماتیسم،ضد سرفه، برونشیت،ضد آسم،

ضد سرماخوردگی، تقویت حافظه، تقویت اعصاب، رقیق کننده خون، تقویت سیستم دفاعی بدن در مقابل بیماریها.



اسفرزه: لعاب اسفرزه پخته به شکل ضماد برای التیام زخمها و ابسه ها بکار می رود. به عنوان مسهل وملین به کار می رود.ضد یبوست،دافع سنگ صفرا،دافع گلودردو لوزه.



افسنطین: اثر قوی مقوی قلب، تب بر ، مدر،قاعده آور، ضد کرمو ضد عفونی کننده، اشتها اور، یبوستهای ناشی از ضعف دستگاه هضم،ضد انگل، ضد سرماخوردگی، رفع عفونت حنجره و گلو درد،مقوی معده و رفع ترشی معده.



اکلیل الملک(ناخنک): قابلیت نفوذپذیری مویرگها را کاهش داده و خون را رقیق می گرداندو از تشکیل لخته شدن خون جلوگیری می کند. ضد واریس ، ورم های مفصلی،خلط آور،ضد عفونی کننده مجاری ادرار،ضد تشنج

درمان اسهال خونی، ورم روده، ضد آسم و برونشیت.



بابا آدم : اثر تصفیه کننده خون، زیاد کننده ترشحات صفرا، مدر، نقرس، رماتیسم، دفع کننده اسید اوریک، پایین آورنده قند خون، مقوی رشد مو و رفع شوره سر، مقاومت بدن را در برابر عفونت ها زیاد می کند، درمان ضعف اعصاب، رفع تحریکات جلدی.



بابونه : مدر، معرق، مقوی معده، باد شکن، اشتها آور ، هضم کننده غذا، صفرابر ، ضد عفونی کننده، ضد تشنج، پماد و کرم بابونه برای جلوگیری از آلودگیهای زخمها و بهبود جوشها ، سوختگی ها و جراحات بکار می رود.



بادرنجبویه:نیرو دهنده، ضد تشنج، مقوی معده، باد شکن، ضد درد مفصلی ، خواب آور ملایم، پایین آوردن فشار خون، طپش قلب ، سردردهای یکطرفه، سرگیجه، عصبانیت، بیخوابی، برطرف کننده آسم، رفع خستگی های روحی ، تصفیه خون.



بادیان: مقوی معده، بادشکن، زیاد کننده ترشحات شیر مادران، ضد سرفه و آسم، سر گیجه، ضد تشنج، سر درد ، تسهیل در هضم غذا، دردهای مفصلی، خلط آور.



بارهنگ: اثر قابض و نرم کننده دارد، تصفیه کننده خون، ناراحتی های آسم، سرما خوردگی، خلط آور، ورم مخاط دهان، درد دندان، ضد عفونی مجاری ادراری، رفع بیماریهای کبدی، خنک کننده پوست.



بنفشه: نرم کننده، خلط آور، رفع گریپ، برونشیتهای حاد، گلودرد، التهاب دستگاه هضم، سنگ کلیه و مثانه، اثر ملین ، سیاه سرفه، زکام ، بیماریهای حاد سینه و برفک دهان




بومادران: تنظیم قاعدگی ، برطرف کننده اگزما، اثر مقوی نیرو دهنده، ضد تشنج، رفع بواسیر بند آورنده خون،ضد نفخ وترش کردن معده،رفع خستگی عمومی،ضعف اعصاب.



پنیرک: نرم کننده، آرام بخش، مدر ، رفع ناراحتی های سینه، رفع سرفه، ضد عفونی کننده مجاری ادرار، بیماریهای کلیه و مثانه، درمان آفت دهان برای جوش صورت، رفع سوختگی ها و درد آن به صورت موضعی.



پرسیاوشان: سنگ کلیه ، ضد سرفه، ضد آسم، خلط آور، معرق، گریپ و برونشیت، مدر، بیماری طحال،رفع کمر درد و درد استخوان ، رفع شوره سر.



پونه: باد شکن، محلل، صفرابر، خلط آور ،سرفه،ضدنفخ

ضد نقرس ،آبریزش بینی، ضد انگل، ضد التهاب.



تاج ریزی: ملین ، نیرو دهنده،معرق،تصفیه کننده خون

بیماریهای جلدی، اگزما و خارش پوست، جوش و دانه های پوستی که در زمان بلوغ ظاهر می شود.







ثعلب: اثر مفرح، نرم کننده سینه و گلو درد، ورم مثانه، تورم کلیه، مقوی دستگاه هاضمه، جلوگیری از ریزش موی سر ،مقوی اعصاب، اخلاط خونی ، ورم روده.



جین سینگ: تنظیم و اصلاح فعالیت غدد فوق کلیوی،

تونیک،محرک،مدر، بادشکن ، کاهش قندخون،کم خونی

ناراحتیهای عصبی،سوء هاضمه،نا توانی جنسی.



چای کوهی: مقوی معده، ضد نفخ، زیاد کردن اشتها،

مقوی اعصاب، ضد ترشی و ورم معده، ضد درد مفاصل

سرما زدگی،تصفیه خون، مقاومت ایمنی بدن در برابر عفونتها ضد عغونی مجاری تنفسی، میکروب کش قوی، نیرو دهنده اعضاء رئیسه بدن.



حنا: از بین بردن قارچهای پوستی، تقویت موی سر،باز دارنده حمله قلبی- عروقی، کاهش فشار خون، ضد اسپاسم روده، تاثیر خواب آور، رفع بیماریهای پوستی مانند جرب ، اگزما .



حنظل(هندوانه ابوجهل): مسهل قوی، رفع بیماری کبدی،کاهش چربی خون،درمان دیابت،قاعده آور،میوه این گیاه در احتقان مغزی به منظور دور کردن خون از مغز و توجه آن به قسمتهای دیگر بدن مصرف می شود.



خارخسک: تب بر، معرق،درمان سنگ کلیه و مثانه، مقوی نیروی جنسی، مقوی معده،ضد خارش پوست،ضد سرفه،بنداورنده خون،کمر درد و درد مفاصل



خاکشیر: مسهل،التیام دهنده زخم ها،جرب،ملین، مقوی معده، سر گیجه، تصفیه خون، برطرف کننده کهیر

غلیان حرارت، برطرف کننده انواع لکه های پوست، ضد خارش پوست به صورت بخور و دود کردن.



ختمی سفید: رفع تحریکات جلدی، سرفه، سینه درد، خلط آور، ورم روده، یبوست، ریزش موی سر، بیماری مثانه و کلیه،رفع ورم ملتحمه چشم، ضد جوش صورت، تصفیه خون.



خرفه: مدر ،ضد اسکوربوت، تب بر،تصفیه کننده خون، رفع تشنگی، رفع بی خوابی،ضد انگل در اطفال، رفع سوزش ادرار،افزایش شیر مادران،تقویت بینایی.



چهار تخمه: ملین ، ضد تنگی نفس ، سینه درد ، سرماخوردگی و زکام، تصفیه خون ، ضد جوش صورت، ادرار آور ملایم.



دم اسب: ضد آسم، ضد سرفه، مدر ، تقویت ریه ها، تقویت کننده پوست و ناخن، استحکام شکستگی های استخوانی، شستشوی کلیه و مثانه .



دارچین: مقوی معده،کاهش قندخون،ضد سرمازدگی

و درد مفاصل، گرم کننده ، تقویت نیروی جنسی،رفع اسهال خونی،مقوی اعصاب، تقویت قلب و عروق .



روناس: درمان ناراحتی کلیه،یرقان، ضد عفونی کننده، قدرت تجزیه یا حل نمودن سنگهای کلیوی و ادراری این گیاه غیر قابل انکار است.



تخم ریحان:مقوی، نیرو دهنده،مدر،ضدتشنج،سر دردهای میگرنی،مسکن اعصاب،رفع یبوست،ضد سرفه،خلط آور، تقویت دستگاه هاضمه.



ریواس(گل ریواس): درمان ترشی معده،مقوی اعصاب ، درمان یبوست،کم خونی، تقویت کننده، ضد انگل، مقوی کبد، رفع خستگی روحی.





زردچوبه: مقوی اعمال روده و بادشکن، درمان بیماریهای کبدی،افزایش اشتها، افزایش ادرار، دارای خاصیت ضد میکروبی و قارچی می باشد، برطرف کننده سنگ صفرا.



زنجبیل: نیرو دهنده، مقوی معده، بادشکن، مقوی نیروی جنسی،اشتهاآور، مقوی دستگاه هاضمه،مقوی کبد و قوای حافظه،درمان درد مفاصل، برطرف کننده نفخ روده.



زنیان: ضد عفونی کننده، ضد سموم بدن،مقوی نیروی جنسی،ضد نفخ عالی،ضد انگل،دفع کننده سنگ مثانه، رفع عفونتهای داخلی بدن، رفع ترشی معده.



زوفا: ناراحتی های دستگاه تنفسی، سرفه،تورم مجاری ادراری، رفع عفونتهای ریوی، اشتها آور،ضد التهاب.



زیره سبز: نیرو دهنده،هضم کننده غذا،ضد نفخ،تقویت روده، مدر،ضد انگل،ضد تشنج،ضد صرع، زیاد کننده ترشحات شیر مادران



سه پستان: امراض ریوی،خلط آور، ملین،تصفیه خون،

ملین،تب بر،غلیان صفرا، مقوی اعمال کبدی همراه با عناب، گلودرد و سرما خوردگی.



سنبل الطیب: ضد تشنج، ناراحتی با منشا عصبی، سرگیجه، خواب آور، ناراحتی قلبی عروقی، خستگی فکری و روحی، میگرن ، تقویت قلب، کاهش مقدار ادرار در مبتلایان به بیماری قند.



سورنجان: برای درمان نقرس، رماتیسم عضلانی،درد مفاصل،سوزاک،بزرگ شدن پروستات، ضد سرطان خون،مقوی نیروی جنسی با گیاهان دیگر.



سماق: قابض،ضد شکم روش، تبهای صفراوی،حاوی ویتامین ث ،برطرف کننده سموم خون، ضد قند خون، ضد اسهال، ضد خارش پوست.



سبوس برنج: مقوی، حاوی ویتامین های گروه ب،

ریزش موی سر، رفع سفیدی موی سر، اشتها آور،



سنا: ضد یبوست، شستشوی معده، رفع سموم بدن.



سیاهدانه: قاعده آور، ضد کرم و انگل، زیاد کننده شیر مادران، مقوی،باد شکن،سنگ کلیه، بیماریهای کبدی،سرفه و سینه درد.







شاه تره: مقوی، تصفیه کننده خون، صفرابر، اشتهاآور،بیماریهای جلدی،خارش پوست،کاهش فشارخون

ضد جوش و لک صورت، دفع عفونت کلیه و ورم مثانه.



شنبلیله: نیرو بخش و مقوی قوای از دست رفته، رفع تحریکات جلدی، موثر در سل استخوانی،ضد دیابت، بهبود زخم های چرکی،رفع تنگی نفس،درد گلو، ورم معده.



شیرخشت: ملین، صفرا بر،مسکن سرفه و سینه درد، رفع عطش و گرما زدگی، دل درد نوزادان،ضد جوش و تصفیه خون و کبد، خنک کننده بدن و تب بر.



شوید: پایین آورنده چربی و کلسترول خون، مقوی معده ، هضم کننده غذا،ضد نفخ،لاغر کننده، زیاد کننده شیر مادران، مقوی اعصاب، ضد دردمفاصل.



شیرین بیان: برای درمان بزرگ شدن پروستات، ضد زخم معده،ضد آلرژی،ضد سرفه،درمان عفونتهای کبدی،برطرف کننده سرفه های عصبی،ضد باکتری، برطرف کننده زخم پوستی





عناب: ملین،گرفتگی صدا،خون را صاف می کند،مفید برای کمردرد،ضدکلسترول خون،کاهش فشارخون،خلط آور

ضد تصلب شرایین و گرفتگی رگها،تنظیم کار قلب.



قاصنی(باریجه): مقوی معده ، ضد درد و عفونت دندان، رفع کننده عفونتهای داخلی بدن ، میکروب کش و ضد باکتری، خشک کننده چرک و عفو نتهای پوستی، ضد درد مفاصل بر اثر سرما زدگی.



قره قاط: ضد نفخ، تونیک، مدر ، حاوی انسولین گیاهی، کاهش قند و فشار خون،ضد اسهال و مقوی بدن، افزایش حجم ادرار و مفید برای کلیه.



کاسنی: مقوی معده،مدر،تصفیه کننده خون، ملین،تب بر، صفرابر،اشتهاآور، چاق کننده،عفونت مجاری ادرار،کم خونی

درمان نقرس، نارسایی کبد و رفع زردی.



کاکوتی: خلط آور،باد شکن، قوی معده،تب بر،مقوی قلب، مقوی کبد، خستگی و بی خوابی را ردمان می کند،سیاه سرفه، اسم، سرگیجه،ورم کیسه صفرا،ضد انگل، رفع طپش قلب.





کندر: ضد درد، تقویت حافظه،ضد باکتری،تقویت لثه ها و ریشه دندان ها، بخور آن برای سینوزیت، روغن آن برای جراحات و سوختگی آتش مناسب است.



کف دریا: ماسک صورت،ضد لک ، ضد جوش، مفید برای آکنه صورت، مفید برای کسانی که کمبود ید، پتاسیم ، سدیم و کلسیم دارند.سرشار از املاح معدنی.



گاو زبان: ناراحتی قلبی و سیستم اعصاب، نرم کننده سینه و خلط آور،ضد سرفه، ضد عفونی مجاری تنفسی، تصفیه کننده خون ، ضد میگرن.



گزنه: تقویت اعمال هضم،ازدیاد ادرار،علاج بیماری قند خون، ازدیاد شیر مادران، تولید گلبولهای قرمزخون

(خونساز)، رفع بیماریهای جلدی،ضد عفونی زخمها،رفع خستگی عضلانی.



گشنیز: نیرو دهنده،رفع سر درد،تب بر،،هضم کننده غذا،باد شکن، مدر،مسکن اعصاب جوش و آفت دهان

،ضد سرگیجه و حالت تهوع، ملین، ضد نفخ و ورم معده.



گل سرخ: (محمدی): مقوی اعصاب ،ضد افسردگی، تقویت نیروی جنسی،ضداسهال و قابض،ملین ،ضد یبوست



گل سرشور: سرشوی گیاهی ضد چربی و ریزش موی سر، رفع عرق سوز شدن بدن نوزادان، ماسک صورت برای جوش و ضدلک،ضد آکنه،ضد کهیر و خارش و قرمزی.



فلوس: ملین،رفع دل درد ویبوست در کودکان، تصفیه خون، ضد سوزش و تورم دستگاه گوارش.



هوفاریقون: اثر ضد اسپاسم،ادرارآور ملایم،مسکن اعصاب

نیرو دهنده، هضم کننده غذا، تقویت دستگاه تنفسی، ضد میگرن و سر دردهای عصبی،دفع سنگ کلیه.



مرزنجوش: مقوی معده،مسکن اعصاب، خلط آور، ضد عفونی کننده، ضد آسم، ضد تشنج و نرمی استخوان.



مرزه: هضم کننده غذا،مدر،ضد انگل،رفع اسهال ساده و خونی، رفع دردهای مثانه و رحم، ضد ترشی و نفخ معده ضد رماتیسم و دردهای مفصلی، تقویت جسمانی.



مریم گلی: مقوی ،ضد نفخ،کمکبه گردش خون،ضعف اعصاب،رفع خستگی عمومی،سرگیجه های عصبی، لرزش اندامهای بدن، بیماری نقرس،رفع تاخیر قاعدگی و سختی وقوع آن، سردردهای یکطرفه، سرگیجه



مورد سبز: ضد عفونی کننده،ضد انگل،برونشیت های عفونی،رفع بیماریهای جلدی،تقویت موی سر، ضد ریزش و موخوره،رفع اسهال خونی،ضد سرفه و خلط آور.



میخک: باد شکن،مسکن درد دندان،اشتهاآور،هاضم،محلل، مقوی قلب و کبد،ضد عفونی کننده،درمان سر درد،قولنج روده،آرامش اعصاب ،ضد درد مفاصل و استخوان.



نسترن: قابض،ضد اسهال،تصفیه خون، ضد دیابت، مفید برای شستشوی زخمها و سوختگی ها،ملین،ضد انگل ،حاوی ویتامین ث.



نعناع: ترشی صفرا را رقیق می کند،پایین آورنده کلسترول مقوی معده،پایین آورنده فشارخون،ضد نفخ،سر دردهای عصبی،رفع سیاتیک، رفع حالت تهوع.



هلیله سیاه: رفع بیماریهای طحال،ملین،تصفیه خون،رفع بواسیر، ضدنفخ، تقویت قوای باصره( تقویت بینایی).



عرقیات گیاهی:


عرق آویشن: مقوی بدن و معده،تقویت بینایی،ضد نفخ، ضد تشنج،ضد صرع،رفع تشویش،درمان سرفه و تنگی نفس،دردمفاصل،سیاتیک،نقرس،خون ریزیهای رحمی، رقیق کردن خون،کوفتگی عضلات، اشتهاآور، بیماری کبدی.



عرق یونجه : تقویت اعصاب،رفع تصلب شرائین مقوی،چاق کننده،تصفیه کننده خون، ضد خارش پوست،رفع زخم معده،رفع شب کوری و دردکبد. 

 
عرق اسطوخدوس: مقوی اعصاب،خستگی های روحی، درد عضلات، سرفه و آسم، تقویت حافظه

، ضد برونشیت، افزایش مقاومت بدن در مقابل بیماریها.



عرق بومادران: درمان ضعف عضله قلب، ضد میگرن اختلالات قاعدگی،تقویت معده و رفع ترشی معده، ،ضدانگل، ضد مسمومیت، رفع اختلالات بینایی


عرق برگ چنار: تب بر،معالج تنگی نفس،ناراحتی های عصبی، چاق کننده،تقویت معده،دل درد،رفع استسقا، رفع امراض عفونی.


عرق برگ زیتون:پایین آورنده فشارخون،مدر،قابض،تب بر، مقوی اعصاب، تقویت کلیه ها .


عرق برگ گردو: مفید برای پایین آوردن قند خون،ضد عفونی کننده امراض جلدی،ورم پروستات،آبسه کبدی، جهت غلبه بر صفرا،ورم غدد لنفاوی، ترشحات سفید رحم.



عرق بهار نارنج: تقویت قلب،درمان بیخوابی،ضعف اعصاب

ضد تشنج، رفع قولنج، اشتها اور، ضد میگرن و سردردهای عصبی،نشاط آور.



عرق برگ بید: اثر قاطع ولی کند بر تب های مداوم دارد، خواب آور، آرام بخش، تب بر، مدر، تقویت قلب،رفع سو هاضمه،تسکین درد رحم،مقابله با هپاتیت کبدی.



عرق بیدمشک: آرام بخش،خونساز،تقویت قلب و اعصاب،بادشکن سردرد ،ملین، ازدیاد شهوت.



عرق بابونه: مدر،مقوی معده،بادشکن،هضم غذا،رفع عفونتهای داخلی بدن،صفرابر،آرام بخش، ضد عفونی زخمها،رفع سر درد،آبریزش بینی،زیادشدن گلبولهای سفید، تقویت اعصاب، رفع تورم بیضه ها.



عرق بادرنجبویه: آرام بخش، افزایش فشار خون ،خونساز، نشاط آور، تقویت قلب،تقویت اعصاب،مقوی حافظه،نقرس،رفع اسد اوریک،تنظیم عادت ماهانه ،آلرژی،رفع سکسه، آرامش اعصاب.



عرق پونه: باد شکن،ضدنفخ،خلط آور،مفید برای سیاه سرفه،آسم،ضد انگل،رفع طپش قلب،تب و لرز،رفع شب ادراری کودکان،سوء هاضمه،یرقان،رفع گریپ، سرماخوردگی



عرق تارونه: بسیار آرام بخش،مسکن اعصاب،خواب آور، دردمفاصل،سردردهای یکطرفه، دردهای عصبی،تقویت نیروی جسمی و جنسی.



عرق چهل گیاه: تقویت معده،هضم غذا،تقویت اعصاب، مسکن دردهای ماهانه،آرام بخش،رفع دل درد و ترشی معده.





عرق خارشتر: مدر قوی،تصفیه خون وکبد،شستشوی کلیه و مفید برای سنگ کلیه و مثانه،خلط آور،مقابله با پروستات،رفع طپش قلب،تسکین میگرن، التیام زخم ها.



عرق خارخاسک: رفع سختی ادرار،التهاب مجاری ادرار،سوزش ادرار،تقویت نیروی جنسی،رفع سنگ کلیه و مثانه، درمان بزرگ شدن پروستات،تصفیه خون و کبد.



عرق رازیانه: زیاد کننده شیر مادران،قاعده آور،اشتها آور، ضد نفخ معده و روده،بادشکن،دفع سنگ کلیه،تقویت طحال سرما خوردگی،تب بر،ضد انگل،ضد سرفه،حاوی هورمون زنانه،افزایش امیال جنسی در زنان،ضد صفرا، رفع سختی ادرار، تقویت حس بینایی.

عرق زنیان: ضد نفخ،بادشکن،رفع سموم بدن،تب بر،هضم غذا،رفع سموم دخانیات،افزایش شیر مادران،ضد انگل، مقوی قوای جنسی، ضد سکسکه،ضد برص و لک صورت.

عرق زیره: لاغر کننده،ضد نفخ،رفع چربی خون،زیاد کننده شیر مادران،ضد انگل،سردرد،ضد نقرس، رفع بواسیر جلوگیری از تعریق زیاد،رفع زخم روده و اثنی عشر.





عرق سنبل الطیب: رفع تشنج عصبی،اسپاسم،دلهره، ضد میگرن، ورم طحال،مقوی قلب،تقویت سیستم عصبی خواب آور،ضد تصلب شرائین و گرفتگی رگها ،آرامبخش.



عرق سیر: ضد عفونی کننده،ضدباکتری،پایین آورنده فشارخون،تقویت قلب، ضد قندو چربی خون،رفع تصلب شرایین،رفع ورم پروستات،نقرس،زخم معده،مسمومیت، زخمهای واریسی،رفع اسهال،ضد صرع،نقرس، رفع عفونت مجاری ادرار،تب بر،مدر،ضد اضطراب و استرس.



عرق شاه تره: تقویت بینایی،تصفیه کننده خون،صفرا بر، ضد یرقان،رفع خارش بدن،ضد لک و ضد جوش صورت، رفع گلو درد،تبخال،رفع بی خوابی،ورم طحال،ضد نفخ و سوء هاضمه،پایین آورنده فشارخون،تب بر،مدر.



عرق شوید: پایین آورنده چربی خون،فشارخون، ضد نفخ، مدر،ضد سم،مقوی معده،سردرد،تقویت حافظه،شب کوری، ناراحتی کبد،ضد اسید اوریک.



عرق شنبلیله: مفید برای قند خون،بادشکن،ضدقارچ های پوستی،ضد فشارخون،رفع التهاب گلو ،اشتهاآور،مقوی اشخاص لاغر و ضعیف،زیاد نمودن اسپرم، ورم معده،تنگی نفس.



عرق شیرین بیان: معالجه زخم معده،تقویت اعصاب، گرفتگی صدا،ضد ترشی معده،ورم پروستات،افزایش نیروی جنسی،تقویت کبد، تقویت ریه،ورم پروستات، نقرس، سرماخوردگی.



عرق کاسنی: تب بر، بیماری کبدی وکلیوی،بیماری اعصاب،ضد کلسترول،تصفیه خون و کبد،ضد جوش و لکه های پوستی،رفع تصلب شرائین،تب بر،مسکن سر درد،ضد واریس،ورم روده، رفع سنگ کیسه صفرا.



عرق کیالک: درمان طپش قلب،تنظیم فشارخون ،ناراحتی های ریوی، تصفیه کبد،ضد لک و جوش صورت مقوی اعصاب و سیستم گوارشی،جلوگیری از سخت شدن رگها.



عرق کرفس: چربی اضافه خون،ضد نفخ،زخم معده، دردمفاصل،سنگ کلیه،درمان میگرن، رفع اسید اوریک، ضد دیابت وقند خون،انسداد کبد و طحال، آب مروارید، سرماخوردگی،تصفیه خون و ضد جوش صورت



گلاب: مقوی اعصاب،ضد افسردگی،مقوی قلب و معده ناراحتی های ریوی و رفع خلط خونی،مسکن سردرد، ضدآرتروز، ضد سل و گند زا،میکروب کش قوی.



عرق گاو زبان: نشاط آور، مقوی قلب و اعصاب، رفع بی خوابی عصبی،نفخ،سرماخوردگی،انزال زودرس، انسداد کلیه ها،عوارض یائسگی،وسواس فکری،بی اختیاری ادرار،ورم معده،رفع اسید اوریک



عرق گزنه: مفید برا ی قند خون، کم خونی،اگزمای پوستی،تنظیم پروستات،زیادکردن استحکام لثه ها، افزایش شیر مادران،دفع عفونتهای جلدی،تنظیم جریان خون، رفع قاعدگی دردناک،رماتیسم،تنگی نفس و آسم مدر ،ناراحتی کبدی، رفع چروک صورت.

عرق مرزه: تقویت معده،ضدانگل،درمان نقرس،ضد اسهال،ضد نرمی استخوان،تقویت اعصاب، مقوی قوای جنسی،آبریزش چشم،رفع اسید اوریک، ضد دلپیچه.



عرق مورد سبز: تقویت معده، رفع ورم روده،درمان اسهال ،بواسیر،شستشوی موی سر،تقویت موی سر



عرق مخلصه: مقوی اعصاب،ملین،تقویت قلب،معرق نرم کننده،ضد سم،ضد دردمفاصل وکمر،تقویت عمومی.



عرق نسترن: تقویت قلب،ورم کلیه،ضد اسهال،حاوی ویتامین ث،ضد دیابت وضد انگل،قابض، ضد اسهال،



عرق نعناع: بادشکن،ضد نفخ معده و روده،دلپیچه،رفع اسهال،حالت تهوع،معالج بواسیر،رفع ترشی معده، رفع سردردهای عصبی،رافع ترشی صفرا، ضد کلسترول خون.و ........



عرق ریحان: رفع سردرد،ضد میگرن،ضد سرفه، رفع سوءهاضمه،اشتهاآور،ملین و نرم کننده سینه و گلو درد

خلط آور.



صابون های گیاهی:



صابون ان جی(NG): ضد لک و جوش صورت، سفید کننده،ونرم کننده پوست، تشکیل شده از عصاره طبیعی گیاهان(بابونه،ختمی،سدر،حنا،رازیانه،بادام تلخ همیشه بهار،خیار،کلد کرم،جوانه گندم، گلیسیرین.).



صابون 7 گیاه : جلو گیری از ریزش مو،رفع شوره، رفع خارش پوست سر و بدن،رفع موخوره وچربی مو، تقویت پیاز مو،شاداب کننده پوست.



صابون 12 گیاه : رفع موخوره وچربی مو، رفع شوره

جلو گیری از ریزش مو، تقویت پیاز مو .



صابون بادام: درمان جوشهای سر سیاه، برطرف کننده لک صورت،نرم کننده پوستهای خشک و معمولی

با خاصیت جلوگیری از پوسته شدن لایه دست و صورت



صابون رزماری: جلو گیری از ریزش مو،تحریک ریشه مو ،تبدیل موهای کرکی به موهای ضخیم. رفع خارش مو



صابون حنا : ضد شوره، ضد قارچ،تقویت موی سر



صابون بابونه: ضد خارشهای پوستی، التیام دهنده جوشهای میکروبی پوست،شفاف کننده پوست، ضد عفونی کننده و ضد التهاب.



صابون گل ختمی: نرم کننده پوستهای خشک و حساس، برطرف کننده لک، مک، کک، ضد حساسیت و خارشهای پوستی.



صابون سدر: ضد شوره سر،ضد قارچ و ضد عفونی کننده،تقویت کننده مو،زیبایی موی سر،نرم کننده.



صابون زیتون: شستشوی پوستهای حساس و به خصوص سوختگیهای ناشی از آفتاب،نرم و لطیف کننده موی سر، تقویت موی سر.



صابون جوانه گندم: برطرف کننده چربیهای زائد پوست،ضد لک و جوش صورت، تقویت کننده و ویتامینه پوست،خاصیت ارتجاعی پوست را افزایش می دهد.



صابون کتیرا: حالت دهنده مخصوصا برای موهای فر، تقویت کننده، ضد شوره و جلو گیری از ریزش موی سر، رفع موخوره



محصولات متفرقه:



قرص مخمر آبجو: شامل ویتامین های گروه ب و انواع موادمعدنی کمیاب مثل کروم و سلنیوم، پتاسیم و منیزیم می باشد.و در موارد زیر بکار می رود:

آکنه و دیگر مشکلات پوستی،حالتهای التهابی،استرس ،افزایش انرژی بدن و رفع خستگی وکاهش استرس روزانه، چاق کننده و برای افزایش اشتهای افراد کم وزن و کم اشتها مفید می باشد و...........



قرص اومگا 3: روغن کبد ماهی سرشار از اومگا 3 مفید برای سلامتی قلب و عضلات، اشتها آور، افزایش وزن بدن،ضد کلسترول و تصلب شرائین، و........ (برای اطلاع بیشتر به سایت اینترنی مراجعه شود.).



شربت خرگوشک لاغری جی ام: مفید برای چربیهای زیر پوستی، رفع سلولیت، لاغر کننده.



خرگوشک تی ام: مصرف موضعی این فرا ورده به عنوان ضد ریزش مو،ترمیم کننده،بازگرداننده سلامت موی سر و ابروها،ضد شوره و چربی توصیه می شود



شامپو باشو 1: حاوی آویشن،بابونه،مورد، مراقبت از موهای خشک،رنگ شده،زبر و کدر، نرم کننده و ضد ریزش موی سر.



شامپو باشو 2: حاوی سدر،مورد،رزماری،جلوگیری از ریزش موی سر،پر پشت کننده،ضد شوره،رفع چربی مو رفع خارش پوست سر.



پودر مالت جو: اشتها آور،مقوی ونیروزا،تقویت عمومی

بدن، رفع ضعف عمومی،بالا بردن وزن بدن،حاوی ویتامین های گروه ب ، تقویت نیروی جنسی و جسمی



پماد اکبر 2: ضد درد مفاصل،سیاتیک،نقرس،آرتروز، رفع دردهای رماتیسمی.



پماد اعجاز: ضد درد مفاصل وآرتروز،دیسک کمر و دردهای مفاصل،درمان کننده دردهای واریس،نرم کننده عضلات،ضد نقرس و سیاتیک.



ماسک لمک: ضد لک،کک،مک،سفید کننده صورت ،روشن کننده وضدجوش،ضدچروکهای سطحی،نرم کننده ومرطوب کننده پوست،حاوی گیاهان بسیار موثری است که در حفظ و شاد

قرص سرکه سیب:رفع چربیهای زیر پوستی،کاهش وزن و لاغر کننده.



کپسول لاغری:این محصول 100% گیاهی بوده واصلا مواد سنتزی و شیمیای ندارد،بسیار موثر در کاهش وزن

لاغر کننده،رفع چربیهای اضافی،تنظیم سوخت وساز بدن،تنظیم کننده چربی خون، ضد نفخ معده و روده.



کپسول چاقی: این محصول 100% گیاهی بوده واصلا

مواد سنتزی و شیمیای ندارد، مخصوص اشخاص لاغر و ضعیف،کم خون، اشتها آور،چاق کننده، مقوی و نیروزا، تقویت عمومی بدن



پودر گیسوان: تقویت مو،ضدریزش،خارش،موخوره،رفع چربی موی سر،تبدیل موهای کرکی به موهای ضخیم، پرپشت کننده مو.



چای تیموس: درمان کم خونی،پایین آورنده قند خون.



چای کوردیلا: رفع چربی خون،ضد کلسترول.



چای سبز: مقوی معده،پایین آورنده چربی خون، ضد استرس ولاغر کننده.ابی پوست بکار می رود



چای هوفاریقون: ضد میگرن،رفع افسردگی،سرگیجه ، ناراحتیهای عصبی،رفع ضعف اعصاب.



چای کامومیل:درمان شدید درد معده و روده و رفع سو هاضمه.



چای ورون:نشاط آور،برطرف کننده خستگی روحی.



چای دیورتیک:درمان بیماریهای کلیوی،دفع سنگ کلیه



چای هیپوتنس: پایین آورنده و تنظیم کننده فشارخون



چای ملیس: مقوی قلب و اعصاب،رفع خستگی روحی



چای ویتکسین: رفع اختلالات قاعدگی،تنظیم کننده دوره های قاعدگی.



چای تیمولن:خلط آور،ضد سرفه وگلو درد،نرم کننده سینه وگلو.



چای زوفا: اکسپکتورانت گیاهی،ضد سرفه و خلط آور، ضد گلو درد و ضد آسم
+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در جمعه 19 شهریور1389 و ساعت 12:50 |
  استان گيلان در سمت شمال و شمال غرب کشور بين طولهاي جغرافيايي 34 °48 تا 36 °50 شرقي و عرضهاي34 °36 تا 27 °38 شمالي قرار دارد. مساحت اين استان13952 کيلومتر مربع بوده و مرکز آن شهر رشت با ارتفاع 7- متر از سطح دريا مي‌باشد.

استان گيلان با مساحت 14711 کيلومتر مربع در ميان رشته کوههاي البرز و تالش در شمال ايران جاي گرفته است .  اين استان به واحد جغرافيايي جنوب درياي خزر تعلق دارد و با استان هاي اردبيل در غرب،  مازندران در شرق ، زنجان در جنوب و کشور استقلال يافته آذربايجان و درياي خزر در شمال هم مرز و همسايه است . رود سفيد تمشک که بين چابکسر و رامسر جاري است ،‌ آن را از استان مازندران جدا مي کند.


بر اساس تقسيمات کشور سال 1375 ، اين استان به مرکزيت رشت ، 12 شهرستان ، 35 شهر ، 30 بخش ، 99 دهستان و 2763 آبادي دارد . شهرستان هاي استان عبارتند از : آستارا ،‌آستانه اشرفيه ، بندر انزلي ، رشت ، رودبار ، رودسر ، شفت ،‌ صومعه سرا ، طوالش ،‌ فومن ، لاهيجان و لنگرود .


تاريخ گيلان با تکيه بر پاره اي اشاره ها و کاوش هاي باستان شناختي به دوره پيش از آخرين يخبندان (‌ بين 50 تا 150 هزار سال پيش ) مي رسد . با مهاجرت آريايي ها و ديگر اقوام به اين سرزمين ، از آميزش مهاجران و ساکنان بومي منطقه ، قوم هاي جديدي پديد آمـدند که در اين ميان دو قوم «‌ گيل » و « ديلم » اکثريت داشتند . از همان آغاز ، فرمانروايان اين قوم از آزادي کامل برخوردار بوده اند و هيچ گاه در برابر بيگانگان و يا در مقابل حاکمان ديگر ، تسليم نشده اند و حتي به اطاعت دولت ماد در نيامـده انـد . در قـرن ششم پيـش از مـيلاد ،‌ گيلانيان با کوروش هخامنشي متحد شدند و دولت ماد را سرنگون کردند . در زمان ساسانيان ، گيلان استقلال خود را از دسـت داد و اردشير بابکان به ياري ارتشي مرکب از 300 هزار مرد جنگي و نزديک به 10 هزار سوار گيلان را تسخير کرد .


پس از پيروزي عرب هاي مسلمان بر ايرانيان ،‌ گيلان به محل علويان تبديل شد . در حدود سال 290 هجري قمري ، مردم گيلان و ديلم کم کم به مذهب علويان روي آوردند و در گسترش آن نيز کوشش بسيار کردند. سلسلة ديلميان در دوران فرمانروايي خود به بغداد لشگر کشيدند و خليفة عباسي را شکست دادند . مغولان در زمان اولجايتو موفق شدند براي مدت کوتاهي اين سرزمين را تصرف کنند . گيلانيان در به قدرت رسيدن صفويان نقش مهمي را ايفا کردند .


در زمان سلطنت شاه عباس اول ،‌ گيلان استقلال خود را از دست داد . در سال 1071 هجري قمري ، قواي روسيه به دستور پتر کبير به گيلان حمله برد و رشت را تا سال 1145 هجري قمري در اشغال خود نگه داشت  گيلک ها در پيروزي انقلاب مشروطيت نيز سهمي عمده داشتند . آنها در سال 1287 هجري قمري تهران را فتح کردند .  نقش مردم گيلان در نهضت ميرزا کوچک خان جنگلي نيز از نمونه هاي درخشان تاريخ اين سرزمين است.

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در دوشنبه 28 تیر1389 و ساعت 15:11 |
داستان رعنا ( رَعنَه )

  
روایت می کنند سرگالشی به نام هادی در منطقه اشکورات بود که در فصل زمستان براحتی راه های کوهستانی صعب العبور اشکور را در سرمای شدید و طاقت فرسای آن پشت سر می گذاشت و در گیلان در زمینی که ملک اربابی بود سکونت داشت . کار اصلی وی دامداری بود . در ییلاق(اشکور) در مرتعی زیبا به نام لزر که در تصرف و مالکیت شخصی به نام مختار خان بود سکونت داشت ، همراه دام ها و کارگران ییلاق-قشلاق می کرد . مرتع لزر در روستای لشکان اشکور در کنار رودخانه پلورود واقع شده است . لشکان کدخدایی به نام کربلایی عاشور داشت و این کدخدا فرزندی پسر به نام نوروز داشت که رعنا شخصیت اصلی داستان همسر وی بوده است . سرگالش هادی در منزل کربلایی عاشور در هنگام کوچ تابستانه استراحت می کند . زیبایی رعنا که زبانزد خاص و عام بود و در منطقه تاکنون کسی به زیبایی او دیده نشده بود از معروفیت خاصی برخوردار بود . ماهی بود تابان و خورشیدی بود فروزان . تمامی حرکات و رفت و آمد های او و دیگران مورد توجه مردم بود و از طرفی حضور مداوم سرگالش هادی به خانه پدر رعناباعث ایجاد ظن جدیدی مبنی بر عاشقی سرگالش هادی و رعنا شد و سر انجام کربلایی عاشور و اقوام او سرگالش هادی را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند . ارباب سرگالش هادی از او می خواهد که نگران نباشد ، انتقام وی را از آنها می گیرد . بعد از 40 روز استراحت و مداوا در منزل ارباب به گیلان عزیمت می کند و در آنجا با کرد آقاجان آشنا می شود . سرگالش هادی به اتفاق کرد آقاجان و چند تن دیگر به روستای کلورود اشکور می روند . و در کلورود با دو نفر به نام سلطان علی و علی آقا هم پیمان شده که انتقام سرگالش هادی را از کربلایی عاشور و اقوامش بگیرند .


 کردآقاجان گندم ها و علوفه های اهالی لشکان را به آتش می کشد و سپس در غاری مخفی می شود . کربلایی عاشور که خود را عاجز از مبارزه با کردآقاجان و دار و دسته اش می بیند با همشتی اربابان معروف به قوای دولتی نامه می نویسد و خواستار دستگیری کرد آقاجان میشود . نائب علی خان به همراه قزاق ها به رحیم آباد آمده و منطقه را قرق می کند . نائب علی خان با 150 نفر مجهز به سلاح سرد و گرم در روستایی به نام نیاسن نزدیک کلورود مستقر می شوند . از دو طرف به محل اختفای کرد آقاجان حمله می برند و کرد آقاجان را در روی تخته با تفنگ مجروح کرده و به قتل می رسانند . نائب علی خان علت مهاجرت کرد آقاجان را از منطقه رودبار به این منطقه جویا می شود و مردم سرگالش هادی را عامل این مهاجرت معرفی می کنند . آنها به دنبال سرگالش هادی به طرف لشکان حرکت می کنند . مردم لشکان که دل پری از سرگالش هادی داشتند او را با دسیسه به منزل رعیتی به نام عبدا... در محله سوگل سر می کشانند . و چون می دانستند از پس او نمی توانند بر بیایند با نیرنگ او را در درون خانه مورد حمله قرار داده و توسط کربلایی عاشور و پسرش به قتل می رسانند .
اربابان نیز با پرداخت رشوه ماجرای قتل سرگالش هادی را به نائب علی خان اطلاع داده و او را از تحقیقات بیشتر باز می دارند . ماجرای عاشقانه سرگالش هادی و رعنا و قتل دو شخصیت اصلی داستان که حقیقت دارد موجب پیدایش اشعار و ترانه های عاشقانه فراوانی شده است . ثمره ازدواج رعنا با نوروز دختری است به نام صغری که در روستای امیر گوابرِ دهستان طول لات در محلی به نام گوسفند گویه زندگی می کند .
تو که گوتی مو ناخوشم رعنا         مختار خان سرگالشم رعنا
بهار شونم آی لزر نیشم رعنا        سالی سیصد من روغن کشم رعنا
راه پلورود سر به جیرای رعنا        قزاق بومای دست به تیرای رعنا
بزا آقاجان چپیرای رعنا               تی آقاجان گول امشب میرای رعنا
اونه هفتم کی بگیرای رعنا            رعنا گله رعنا ، گل سمبلای رعنا

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در جمعه 25 تیر1389 و ساعت 19:21 |
داستان کوه عروس داماد

کوه عروس داماد 
 کوه عروس دامادکه درضلع شمال غربی سی پرد ودر ضلع غربی پلورود قراردارد در بین اهـــــــالی بخش رحیم آبادمعروف به (عروس داماده تله ) می باشد تله به معنی کوه ویال صخره ای وسنگی می باشد وعموما پرتگاهی است ترسناک و صعب العبور ؛ مانند تاشه تله ، نیاشتو تله، سورخه تله ، وایگانه تله و.... . این کوه در 25 کیلومتری جنوب شهر رحیم آباد ودر کنار جاده آسفالته ی رحیم آباد به اشکور درسمت راست تونل قرار دارد در ارتفاع 2070 متری و دقيقا در روبروي سجيران قرار دارد. تمام صخره ای بوده و  پو شش جنگلی بسیار محدودي داشته و درختان داراي ارتفاع كمي مي باشند. از نظر جغرافیایی در ییلاق رحیم آباد وشمال غربی دیلمان سیاهکل واقع شده است .

 

fدر حدود 700 سال پیش عروس زیبا ی داستان دختری ازدیلمان با چشمانی سیاه چون شوکای دیلمان و تمشک تمشکزاران گیلان ،سپید چون برف های نشسته بر قله ی بلند سماموس ،خوش خرام چونان کبک دره های کوهستانی اشکور، زیباتر از لیلی و زلیخای داستانهای ایرانی ، خوش قدو قامت تر از رعنا دختر زیبای ترانه ها وقصه های اشکوری با گردنی کشیده و وبناگوش چون کمره ی کوه بلند سماموس ، درلباس محلی قاسم آبادی چون ریاحین دشت گیلان الوان ورنگ به رنگ ،چون مردان با گله به دامان (دامنه ی جنگل ومرتع)می رفت و چوبدستی چوپانان بردوش می انداخت و پاتاوه  آنان را برپای می کرد آوازه ی زیبایی او در میان کوه های دیلمان و اشکور ورحیم آباد پیچیده بود وپسر سروقامت قصه ی ما اهل سیاهکل بود ،چون پلنگ بیشه زاران گیلان چابک ،وقتی تبر بردست می گرفت چون رستم دستان بود، چون باد می دوید. با دو داس به بالای درخت می پرید وبرای دام ها برگ می چید درکشتی گیله مردی همتایی نداشت مثل همه ی کوه وجــــنگل نشینان رشید و خوش اندام ،زمخت وستبر،پنجه هایش پولادین بودو چون شیر می غرید و.....او هرگز دختر زیباروی دیلمانی را ندیده بود روزی که بااسب به جنگل می رفت دختر قصه ی ما راکه در حال بازگرداندن گله ی گاو به روستا بود می بیند و صد دل شیدای او می گردد چهره ی زیبای دختر دیلمانی آنچنان اورا مجذوب خود می کند که یارای چشم برداشتن از اورانداشت وچنان از اسب برزمین افتاد که گویی پهلوانی ستبر اورا برزمین زده است اما ازآن سو نیز دختر دیلمانی شیفته ی زیبایی و قامت زیبای او می شود وآنچنان مجذوب می شود که فراموش می کند گاو ها در جنگل پراکنده شده اند این نگاه های عاشقانه دقایقی به طول می انجامد وهرکدام راه خود راطی می کنند و گیج ومبهوت به خانه برمی گردند. فردای آن روز پسردیلمانی به نزد دعانویس محل می رود تا دعای عشق دختر رااز دعانویس بگیرد ودختر دل در مهر اوببندد غافل از آن که دختر دیلمانی نیز زنی رابه نزد دعانویس می فرستد تا دعای مهر پسر رابه خود از دعانویس بگیرد و اینگونه دعانویس از راز آنها باخبر می شود وموضوع رابه هردو اطلاع می دهد وکار دعانویسی رابی نتیجه می داند وبه آنها می فهماند که هردو عاشق همدیگرند و چون دختر را در خطر می بیند مخفیانه با او عقد کرده و باهم نقشه ی فرار رامی گذارند و شبانه از دیلمان فرار می کنند وبه سوی جلگه ی گیلان(رحیم آباد)حرکت می کنند بعد از گذر از روستای شوک و گره کوابر ودر مسیر زیاز در میان  پرتگاه های هراس انگیز سی پرد گرفتار می شوند راه بازگشت را بدتر از راه روبرو می بینند از یک سو  پدرومادردختر،جلوتر از آن هم امکان نداشت بروند چون در عمق دره ی پلورود سقوط می کردند همان جا برتخته سنگی تکیه دادندواز خدا طلب نجات کردند که آنها را از همدیگر جدا نکند و آنقدر ناله سردادند که سنگهای اطراف آنان تکه تکه شد (این سنگها براثر فرسایش بدین شکل درآمده اند که اکنون نیز کاملا معلوم است )بیهوش و خسته وگرسنه به سنگ ها تکیه دادند ، پدرومادر دختر که این بی آبرویی برایشان بسیار گران بود دست به دعا برمی دارد واز سویدای دل فرزندشان را نفرین می کنند،مادر با سوز دل می گوید : «الهی! دختر ،سنگ سیاه شوی ودررهگذر بیفتی! ،الهی! لعن مردم نصیب شما شود! ... آری عروس وداماد چو ن دو  سنگ سیاه کنار هم در آن پرتگاه مهیب درآمدند وداستان آنها در میان روستاها و جنگل های رحیم آباد واشکور پیچید وسینه به سینه نقل شد و دوسنگی که از کنار جاده ی قدیم وجدید دیده می شوند اگرچه سنگ های سیاه عروس داماد نیستند اما همان سنگهایی هستند که این دو برآن تکیه داده بودند و صدها سال بود که رهگذران وچاربداران (چهارپادار یا استر دار)آن را همچون راهنمایی می دانستند که مسیر راه رحیم آباد به اشکور ودیلمان وقزوین را گم نکنند ( این کوه در مسیر راه مالروی قدیم رحیم آباد به دیلمان ،رودبار ،قزوین وتنکابن قرار داشته است ) .تعابیر متفاوتی از این داستان شده است که یک تعبیر آن این قصه ی عامیانه ی روستایی و حتی شهری شهرستان های املش ورودسر می باشد .به عنوان مثال در تعبیر دیگر این قصه که در منطقه ی رحیم آباد مقبول تر است ، آمده است که عروس و داماد به دلیل بی توجهی به حرف مادر که از آنها خواسته بود به طرف گیلان (رحیم آباد)حرکت نکنند تا نماز او تمام شود وآنها مخصوصا عروس به این درخواست مادر توجهی نمی کنندوبه راه می افتند ،مادر بعد از نماز می بیند که همه رفته اند دست به دعا برمی دارد ودختر خود را این گونه نفرین می کند الهی مادر سنگ سیاه شوی وتوراه بیفتی ومردم لعن ونفرینت کنند. وآنان وقتی باهمراهان به این نقطه (کوه عروس داماد در نزدیکی زیاز رحیم آباد) می رسند تبدیل به سنگ سیاه می شوند به گونه ای که از آن ارتفاع زیاد همگان آنها را ببینند وانگشت به دهان شوند.

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در جمعه 25 تیر1389 و ساعت 9:20 |


سماموس متعلق به گیلان است  نه مازندران

نیما فرید مجتهدی | ۱۵۸۳، دیا ما ۲۹

اشاره:
به تازگی جلدهای 4 و 5 کتاب گیلان به همت گروه پژوهشگران ایران چاپ و روانه بازار شد. چاپ این 2 جلد (چهار‌ و پنج)، این مجموعه جالب و پر‌محتوی را به دایرالمعارف بزرگ و بی‌نظیری برای استان گیلان تبدیل کرده است. در این کتاب برای اولین بار مجموعه متنوعی از موضوعات مربوط به استان گیلان به صورت منسجم گردآوری و به خوانندگان ارائه شده است و نگارنده حداقل خود شاهد استفاده فراوان از این کتا‌ب در محیط‌های دانشگاهی چه در داخل استان و چه در خارج از آن (تهران) بوده است. بدون تردید هیچ اثری بدون نقص نمی‌باشد و کتاب گیلان با این حجم موضوعات و محتوی و تعداد مولفان نیز از این امر مستثنی نمی‌باشد، اما به نظر نگارنده برخی لغزش‌ها، آن هم در کتابی با این سطح، جای بحث و تعجب دارد، کتابی با این همه دست‌اندر‌کار و ویراستار و... !
پیش از این در نقدی، که در رابطه با بلندترین کوه و ارتفاع استان گیلان یادداشت گردید، سعی شد اشتباهی مصطلح از کتب مربوط به جغرافیای استان گیلان زدوده شود. در آن یادداشت با ارائه چندین مثال از کتب و منابع مختلف در زمینه اشتباه در ارائه کوه درفک به عنوان بلندترین قله گیلان، سعی گردید این مسئله به ظاهر کوچک آشکار شود.
یکی از منابعی که در آن نقد مورد اشاره قرار گرفت، جلد اول کتاب گیلان بود. در صفحه‌ 77 جلد اول مرتفع‌ترین قله گیلان در تالش شمالی به ارتفاع 3250 متر عنوان گردیده است هرچند سپس در صفحه 81 همان بخش کوه خشچال در مرز استان مازندران و قزوین با ارتفاع 3600 متر بلندترین قله استان گیلان معرفی نموده است. آیا این مسئله در چاپ‌های دوم و سوم کتاب اصلاح گشت یا نه، مورد بحث این یادداشت نمی‌باشد. اما در جلد چهارم این کتاب که به تازگی چاپ شده، در بخش اول، که ‌خلاصه‌ای از سیمای طبیعی و جغرافیایی استان ارائه شده، در قسمت کوه‌های گیلان جای خالی اسم بزرگی چون کوه سماموس به چشم می‌خورد. بنابراین با توجه به اهمیت کوه سماموس به عنوان مرتفع‌ترین کوه گیلان و تاثیرات ژرفی که این کوه در معیشت و فرهنگ مردم منطقه شرق گیلان و غرب مازندران دارد و چون تاکنون مطلبی درباره جغرافیای سماموس در منابع گیلان‌شناسی و جراید آن انتشار نیافته، یادداشت ذیل را که در رابطه جغرافیای طبیعی این کوه می‌باشد ارائه می‌نماید. این مطالب چکیده‌ای است از مطالعات نگارنده در زمینه جغرافیای طبیعی شرق گیلان، به ویژه مناطق کوهستانی آن، امید است مورد استفاده خوانندگان قرار گیرد.

1.jpg نقشه موقعيت توده سماموس در استان گيلان

موقعيت‌جغرافيايي کوه سماموس در استان گیلان:
‌کوه سماموس‌ با عرض و طول جغرافيايي َ50 °36 شمالي و َ23 °50 شرقي درمحدوده شهرستان‌های رودسر و رامسر ‌در مرز گيلان و مازندران قرار دارد. ارتفاع سماموس 3703 متر می‌باشد. در ارتفاعات منطقه سماموس به تعداد زیادی قلل با بیش از 3000 متر ارتفاع مانند لزنا‌چاک، علیه، سی‌پشت، توکه‌سر، اسپی‌پشته، کشکی، سرخ و هفت‌خا‌نی بر می‌خوریم. این کوه، بلند‌ترین قله کوه استان گیلان‌ است.‌ به علت منفرد بودن آشکار اين مجموعه کوهستاني و جدا شدن آن از بدنه خط‌الراس اصلي رشته کوه البرز توسط در‌ه‌هاي عميق رودخانه‌هایی که آنرا زهکشی می‌کنند، از این کوه به عنوان توده سماموس نام می‌بریم‌‌(‌شکل.‌1‌،2و3).


2.jpg

تصویر (2): تصویر ماهواره ای از کوه سماموس در مرز استان گیلان و مازندران، جهت دید از جنوب غربی به شمال شرقی، همانطور که مشاهده می‌شود با توجه به خط مرزی این کوه در استان گیلان واقع شده است.[1]


3.jpg

تصویر (3): تصویر ماهواره‌ای از کوه سماموس، جهت دید از شمال‌غربی


4.jpg

تصویر (4): سکونتگاه‌های انسانی پراکنده در محدوده توده سماموس


توپوگرافي (وضعيت ناهمواری):
گستره کوه سماموس شامل بلندي‌هاي خشن، سخت‌گذر، همراه با د‌ر‌ه‌هاي تنگ و ژرف مي‌باشد‌. این توده کوهستانی دارای نزدیکترین فاصله با درياي کاسپین بین تمام کوه‌های بالای 3000 متر رشته کوه البرز است. به طوری که فاصله آن در خط مستقیم از قله کوه به خط ساحلی دریای کاسپین 24 کیلومتر می‌باشد‌. نزدیکی این کوه به دريا، نشان‌دهنده شيب خيلي زياد اين توده به سمت دريا (شمال) در يک فاصله کوتاه و تغيرات شديد ارتفاعي در اين محدوده است‌.‌ يال‌هاي منشعب سماموس خط تقسيم آب بين حوضه‌‌ رودخانه‌هاي غرب مازندران و شرق گيلان مانند پل‌رود، سموش، اژدها‌رود، صفا‌رود، چالک‌رود، کاکرود، خشکه‌رود، کوکورود و... مي‌باشند‌. توده کوهستانی سماموس یک تاقدیس مرکب است (شکل.4) [2]، محور عمومی آن را می‌توان از یالی که در جنوب‌شرقی جاده رحیم آباد-‌اشکورات در محل روستای گرماب‌دشت در دره پل‌رود تا شمال‌غرب جاده رامسر- جواهرده در محل پارک جنگلی صفارود ‌(‌پارک جنگلی آب معدن قرار دارد‌) پیگیری نمود. محور این تاقدیس شکل قوسی دارد که تحدب آن به سمت جنوب است‌. به‌طوری که محور آن از محل پارک جنگلی صفا‌رود با جهت ‌شمال‌شرقی-جنوب‌غربی تا قله سماموس امتداد یافته، ‌‌قله‌های چاله‌سر، پشتاور‌، ارک‌سر، گبون‌، رورب‌کش روی این یال قرار دارند‌ ‌و‌ یال دیگر از خود قله با جهت جنوب‌شرقی- شمال‌غربی تا جنوب‌شرق روستای گرماب‌دشت، محل تونل زیاز در جاده اشکورات، کشیده شده است و قله‌های توکه سر، ریزینه‌بن، سی‌پشت، کشکی بر روی آن قرار دارند. قله اصلی سماموس در راس این قوس جای گرفته است‌. این تاقدیس مرکب توسط ده‌ها گسل از انواع مختلف و با جهات گوناگون به صورت عمود یا به موازات محور تاقدیس شکسته شده است‌. این مسئله در شکل‌گیری توپوگرافی این توده کوهستانی نقش مهمی دارد‌. در این میان 2 گسل، از بقیه مهم‌ترند. این 2 گسل سبب بالاآمدگی این توده کوهستانی در شرق گیلان شده. گسل اول، راندگی سماموس که ‌ از حوالی جنوب روستای جؤردشت (‌سرای چوپانی درگاب‌دشت‌) شروع و با‌ جهت ‌ ‌شرقی- ‌غربی یک دیواره و پرتگاه گسلی را در یال شمالی- شمال‌غربی در منتهی‌الیه حوضه سموش به وجود آورده است‌. پرتگاه سنگی ‌گسل تا جنوب روستای سجیران کشیده شده است‌. جنس سازندهای زمین‌شناسی کوه سماموس از دیگر عوامل تاثیر‌گذار در شکل‌گیری توپوگرافی این کوه است‌. وسعت بزرگی از دامنه غربی، جنوب‌غربی کوه سماموس (‌جاده اشکورات) از سازند‌های کنگلومرای [3] جواهرده(جؤرده) شکل گرفته است. در بسیاری از مناطق همچون اطراف روستا‌های لیما، لیما‌گوابر، کاکرود و جؤرده، برونزدگی‌ها‌ و پرتگاه‌های سنگی از این واحد زمین‌شناسی تشکیل شده‌اند. اما سازندهای آهکی شکل‌دهنده پرتگاه‌های عظیم سنگی در تمامی ستیغ خط‌الراس دامنه‌های غربی کوه سماموس، به‌ویژه در شرق روستاهای لیما‌چال، تر‌پو، آبدار‌بو‌چال و شمال کاک‌رود وحتی تمامی دامنه جنوبی توده سماموس است‌. بنابراین با توجه به توضیحات داده شده، زمین‌های جنوب قله‌ اصلی سماموس از همه طرف به پرتگاه‌های ختم می‌شود. همین امر شکل فلات گونه‌ای به این منطقه داده است. به طوریکه در محل کلام داغوله در جنوب غربی قله اصلی سماموس چندین دریاچه فصلی از آب قله‌های اطراف در فصل بهار به وجود می‌آید‌. قلل محصور کننده این عارضه کم شیب میان ‌کوهی که همگی ارتفاع بالای 3000 متر دارند شامل قله سماموس‌(‌3703)‌ و لزنه‌چاک‌(3349) در شرق، کوه سوته‌سرا (‌3123)‌ و هفت‌خانی(3064) در جنوب و جنوب‌غربی، کوه علیه (‌3117) و سرخ(2778)در غرب و‌ ‌کوه‌های کشکی (‌2744)‌ شیر‌پشته (‌3022)‌ ریزینه‌بن (2988) توکه‌سر(‌3332) در شمال‌غربی و شمال می‌باشد(شکل.3)‌.


5.jpg

تصویر (5): نقشه توپوگرافی کوه سماموس در شرق گیلان و غرب مازندران

6.jpg
تصویر (6): موقعیت کوه سماموس در میان روستا‌های جؤرده رامسر و جؤردشت کلاچای


7.jpg

تصویر (7): نمائی از کوه سماموس از حوالی روستای چایجان در مسیر کلاچای- چابکسر، جهت دید از شمال به جنوب


8.jpg

تصویر (8): نمائی از کوه سماموس از حوالی روستای کوبیجار

زمین‌شناسی:
به دلیل اینکه خوانندگان مجله طیف‌های متفاوتی از افراد را در بر می‌گیرند و اصطلاحات تخصصی زمین‌شناسی زیاد و توضیح هرکدام از این اصطلاحات از حوصله این مقاله خارج است، سعی شده این بخش از مقاله خلاصه باشد. برای اطلاع بیشتر از وضعیت زمین‌شناسی این منطقه خوانندگان ‌می‌توانند به بخش منابع این نوشتار مراجعه و با تهیه این منابع از آن استفاده نمایند. اولین توالی چینه‌شناسی توده کوهستانی سماموس، ردیف ضخیمی از سنگ‌های کنگلومرا‌ است که دارای میان لایه‌های از ماسه‌سنگ [4] مربوط به دوره زمین‌شناسی تریاس‌بالا‌- ‌ژوراسیک‌میانی (‌سازند جواهرده‌) می‌باشد‌. رخنمون‌های اصلی این واحد در اطراف روستاهای جؤرده و غرب روستای جنت‌رودبار رامسر و همچنین در دره پل‌رود در جنوب روستای گرمابدشت برونزد دارند(شکل.10‌)‌. در جنوب روستای جؤردشت‌ و دامنه شمالی کوه سماموس سنگ‌های آهکی ‌خاکستری تا خاکستری روشن وجود دارد که در شمال روستای گرمابدشت به سنگ آهک‌های‌ خاکستری تا خاکستری تیره تبدیل می‌شود. این واحد زمین شناسی مربوط به دوره ژوراسیک میانی‌-‌کرتاسه‌زیرین‌ است (شکل.10)‌ از لحاظ وسعت، بیشترین گسترش را در کوه سماموس دارد. به طوریکه بدنه اصلی و یال‌های کوه سماموس از این سازند تشکیل شده‌اند(شکل.9‌و10)‌. واحد زمین‌شناسی دیگر، بخش تخریبی کربناته خاکستری مایل به سبز تا قهوه‌ای است که از لایه‌های ماسه‌سنگ و سنگ‌آهک ‌ماسه‌ای تشکیل شده، در مسیر روستای جؤردشت، به سوی شمال، در ‌بخش‌ غربی دره ‌‌خشکه‌رود و نیز در شمال روستای گرمابدشت درون واحد ‌کربناته (‌مربوط به دوره ژوراسیک‌میانی‌-‌کرتاسه‌زیرین) وجود دارد. بخش قرمز و گاهی سبز‌ رنگ که از ماسه‌سنگ، کنگلومرای دانه‌ریز و شیل با میان لایه‌های از سنگ آهک تشکیل شده در ناودیس سماموس در شمال تاقدیس سماموس وجود دارد که، مربوط به دوره کرتاسه‌زیرین است. در دامنه‌های شمالی کوه سماموس ‌‌(‌روستای جؤردشت‌)‌ مجموعه‌ای از سنگ‌های آتشفشانی خاکستری تا سبز‌ تیره وجود دارد، که مربوط به ‌دوره کرتاسه‌بالایی‌ است(شکل.10)‌‌. در دامنه شمالی سماموس از شرقی‌ترین بخش آن تا منتهی الیه غربی در دره پل‌رود از خط‌الراس به سمت ارتفاعات پائین، پس از واحد سنگ‌های آهکی خاکستری ژوراسیک میانی-کرتاسه زیرین، این واحد برونزد دارد. واریزه‌ و سنگ‌های ریزشی که در زیر پرتگاه‌های گسلی و صخره‌ها وجود دارد، از ویژگی‌های دوران کواترنر است که از نمود‌های شاخص آن روستاهای کاکرود و جؤرده می‌باشد(شکل.10).‌ روند همگانی چین‌خوردگی در منطقه، شمال‌غرب‌-‌جنوب‌شرقی است(شکل.10).‌ از چین‌خوردگی‌های منطقه ‌‌می‌توان از:
تاقدیس‌کَوش‌کوه: در حد فاصل رودخانه خشکه‌رود و کوکورود درحوالی روستاهای گاج‌محمود‌گوابر دیده ‌‌می‌شود‌. محور اصلی چین‌خوردگی دارای روند شمال‌غربی‌-‌جنوب‌شرقی است‌.
تاقدیس مرکب‌سُماموس: یک ساختار تاقدیسی بزرگ است که درون آن چین‌های متعدد، از جمله تاقدیس و ناودیس سماموس و ناودیس سی‌پشت و ناودیس سی‌سرا دیده می‌شود‌‌‌.
تاقدیس لَپاسر: تاقدیس لپاسر (‌‌غرب جنت رودبار‌) یک ساختمان تاقدیس و ناودیس می‌باشد که به سوی غرب دارای حالت برگشته متمایل به سوی جنوب است. از تاقدیس، ناودیس جؤردشت در جنوب روستای جؤردشت نیز می‌توان نام برد‌. در منطقه مورد مطالعه انواع گوناگون از گسل‌ها‌ وجود دارند. که نقشی به‌سزا در تکامل ساختاری منطقه داشته‌اند‌. ‌گسل‌های اصلی بیشتر روند شمال‌غربی‌- جنوب شرقی دارند و در نتیجه عملکرد آنها منطقه به صورت پهنه‌های باریک و موازی با همین روند در آمده است. از گسل‌های منطقه می‌توان از: ‌گسل‌سماموس: (شکل.10).گسله شوئیل نام برد.


9.jpg

شکل(9) دشت میان کوهی جنوب قله سوماموس در محل سرای چوپانی داغوله


10.jpg

شکل(10) نقشه زمین شناسی کوه سماموس

هیدرولوژی:
توده سماموس به علت داشتن قلل مرتفع و نزدیکی به دریای کاسپین، بارش برف در فصل سرد، (شروع ریزش برف از مهر ماه مشاهده شده است) دارای منابع مناسب و کافی ا‌ز برف برای تغذیه رودخانه‌ها‌ی فراوان این منطقه است‌. در ضمن وجود رسوبات و سازندهای دوران دوم ‌زمین‌شناسی به ویژه آهک و ماسه‌سنگ و ذوب‌ شدن تدریجی برف در این منطقه سبب به وجود آمدن ذخیره‌های مناسب آب زیر‌زمینی و چشمه‌های فراوان پر آب شده که در تغذیه دبی رودخانه‌ها علاوه بر بارش باران و برف موثر می‌باشد‌. این منطقه دارای ده‌ها رودخانه کوچک و بزرگ است‌. رودخانه‌ها با توجه به منبع تغذیه‌شان و وسعت حوضه آبریزشان و عمق پیشروی در کوهستان دارای جریان‌های دائمی، نیمه دائمی و فصلی است‌. ‌عموماً رودخانه‌های که از مناطق ارتفاعی 500-‌ 2000 متری تغذیه می‌شوند دارای جریان‌های نیمه‌دائمی و فصلی است و منبع تغذیه جریان‌شان باران می‌باشد. رودخانه‌های که از ارتفاعات بالای 2000 متری سرچشمه می‌گیرند از منابع برف و چشمه‌ها تغذیه می‌شوند، دارای جریان دائمی است‌. مهمترین حوضه‌های‌ رودخانه‌های کوه سماموس پل‌رود ‌(‌دومین رود بزرگ گیلان‌)، سموش، خشکه‌رود، آچا‌رود، کوکو‌رود، صفا‌رود، چالک‌رود، زیله‌رود، اژدها‌رود و کاک‌رود می‌با‌شند(شکل.‌‌13و14).


11.jpg

شکل‌(11) موقعیت رودخانه‌های منشعب از توده سماموس


12.jpg

شکل(12) نقشه موقعیت حوضه های آبخیز کوه سماموس

پوشش گیاهی:
جنگل‌های منطقه بخشی از جنگل‌های انبوه و مرطوب حوزه دریای کاسپین را تشکیل می‌دهند‌. که عناصر متشکله آن‌ها اکثرا از گونه‌های پهن‌برگ (خزان کننده‌) است. پوشش جنگلی منطقه از کوهپایه‌ها آغاز و تا ارتفاع ‌‌‌2000-2500 منطقه ادامه دارد (‌‌‌دامنه‌های تا 500 متری توسط باغات مرکبات و چای پوشیده شده است‌)‌. ‌اغلب گونه‌های تشکیل‌دهنده‌ی جنگل‌های منطقه مانند انجیلی، لرک، آزاد، خرمندی، گل‌ابریشم (‌شب خس‌) و لیلکی جزو گونه‌های گیاهی ذخیره و باقیمانده از دوران سوم زمین‌شناسی می‌باشند، که امروزه فقط آثار سنگواره ‌آنها در جنگل‌های اروپای‌غربی ‌و شمالی مشاهده می‌شوند. تیپ‌های جنگلی منطقه را از نظر استقرار در مناطق و ارتفاعات مختلف می‌توان بدین صورت تقسیم نمود: الف‌-‌ تیپ‌های جلگه‌ای باتلاقی:‌ تیپ‌های جنگلی باتلاقی شامل توسکاستان، توسکا‌- لرگستان، سفید پلتستان و سفید پلت‌- توسکاستان‌‌ ب‌- تیپ‌های جلگه‌‌ای غیر باتلاقی: تیپ‌های غیر‌باتلاقی در مناطقی که دارای خاک زهکشی شده طبیعی است دیده می‌شود و شامل بلوطستان، بلوط - ممرزستان و شمشادستان ‌است‌‌. در حوضه رودخانه خشکه‌رود یکی از جوامع طبیعی شمشماد منحصر به فرد مشاهده می‌شود. این جامعه شمشماد از محدود جامعه شمشماد باقی‌مانده در مناطق جنگلی گیلان است‌.‌ پ‌ - تیپ‌های جنگلی ارتفاعات پایین: این تیپ‌ها پس از جلگه یعنی از مرز بالای تیپ جنگلی باتلاقی شروع شده تا ارتفاع 900 متری گسترش دارد و شامل جوامع انجیلستان، انجیلی‌- ممرزستان، بلوطستان وبلوط‌- ممرزستان می‌باشد. ت‌- تیپ‌های جنگلی میان‌بند‌: این تیپ‌ها که در ارتفاع 900 تا 1200 متری از سطح دریا گسترش دارند عبارتند از : ممرز، راشستان، راش‌- ممرزستان‌.‌ ث‌- تیپ‌های جنگلی مناطق مرتفع : مناطق مرتفع یعنی ارتفاعات 1200 تا 1800 متری به سبب دارا بودن شرایط مناسب از نظرآب‌و‌هوا و خاک ، رویشگاه اصلی گونه‌ی راش و محل استقرار راشستان خالص است. گونه‌های همراه راش عبارتند از : ممرز، ملچ، توسکای ییلاقی، افرا و شیردار. ج - تیپ‌های فوقانی و حد نهایی جنگل: تیپ‌های که در حد نهایی جنگل یعنی در ارتفاعات بالاتر از 1800 متری سطح دریا پراکنده‌اند به علت شرایط سخت زیستی نظیر کمبود بارندگی، وزش باد، تبخیر سطحی نسبتا زیاد، کمی عمق خاک، طولانی بودن دوران سرما و یخبندان بستر مناسبی برای رشد درختان و توسعه و گسترش جنگل نیست‌‌ و عبارتند از:‌ نوعی ممرز بنام لور همراه گونه‌ای بلوط و جامعه کچف - ارویستان.
از ارتفاع 1800 متری به بالا در دامنه‌های شمالی سماموس پوشیده از پوشش مرتعی می‌با‌شد به صورت تدریجی که به ارتفاع افزوده می‌شود، پوشش گیاهی تبدیل به بوته‌زارهای آلپی به ویژه" گون" می‌شود اما در دامنه‌های جنوبی، به دلیل خورتاب بودن و دریافت بارش کمتر پوشش بوته‌ای غلبه دارد(شکل.15و16).

13.jpg
شکل(13)وضعیت پوشش گیاهی در دامنه‌های جنوبی کوه سماموس


14.jpg

شکل(14) وضعیت پوشش گیاهی در دامنه های شمالی کوه سماموس بعد از مرز جنگل


پانوشت:
[1] بیان این مطلب که کوه سماموس با توجه به تقسیمات سیاسی استانی کشور در استان گیلان واقع شده است، فقط بدین دلیل می‌باشد که در گفتگو با تعداد زیادی از کوه‌نوردان‌، گردشگران و مردم دلیل اینکه آن‌ها درفک یا شاه‌معلم را بلندترین قله استان می‌دانستند تصورشان بر قرار داشتن کوه سماموس در استان مازندران بود. ولی توجه به نقشه‌ها و تصاویر ماهواره‌ای در این نوشتار خلاف این امر را نشان می‌دهد.
[2] چنانچه مجموعه‌ای از چین‌های مجاور، دچار فروافتادگی یا برافراشتگی‌شوند، به ترتیب ناودیس مرکب و تاقدیس‌مرکب را به وجود می‌آورند.
[3] سنگ‌هائی هستند مرکب از خرده‌سنگ‌های دیگر در حد قلوه سنگ و شن با کمی ملاط ماسه و رس، که به وسیله سیمان طبیعی متصل شده‌اند.
[4] ماسه سنگ‌ها از پیوستن ذرات ماسه در سیمان طبیعی ایجاد می‌شوند.


منابع:
1. اداره راه و ترابری استان گیلان ،(‌1384)، نقشه راه‌های استان گیلان‌‌، چاپ گیتاشناسی، تهران.
2. خسروی‌دانش، علیرضا و همکاران،(1382)، جغرافیا‌ی استان گیلان ، شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران‌.
3. سازمان جغرافیای نیروهای مسلح، (1383)، نقشه‌های توپوگرافی 1:50،000 جواهرده I 6063 ، هیر II 6063 ، لاکترشان 6163 III، رامسر IV6163 ، ملکوت IV6063، لنگرودIII 6064، ‌رودسر II6064
4. سازمان زمین‌شناسی‌ ، نقشه زمین‌شناسی 100000‌: 1 جواهرده و رامسر‌، تهران.
5. سازمان نقشه برداری کشور ، نقشه‌های توپوگرافی 1:25،000 ، تمل lll NE 6063، ‌ جواهرده ‌ I‌‌ SE‌ 6063
6. فرهنگ جغرافیای کوه‌های کشور، جلد اول، (1381) سازمان جغرافیای نیروهای مسلح ، تهران.
7. کتاب گیلان ، (‌1375‌)‌، ‌گروه پژوهشگران ایران ، تهران.
8. کتاب گیلان،(1387)،گروه پژوهشگران ایران،تهران.


IMG_3077.JPG

تصویری از امامزاده واقع در قله سماموس


IMG_3979 - Copy.JPG

تصویر سماموس از جؤردشت


IMG_4004.JPG

سماموس و جؤردشت
+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در دوشنبه 7 تیر1389 و ساعت 14:34 |
ميلاد با سعادت اولين اختر تابناك اسمان امامت و ولايت حضرت علي (ع) و روز پدر را به تمامي پدران زحمت كش و سخت كوش تبريك عرض ميكنم.
+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در شنبه 5 تیر1389 و ساعت 12:3 |
جشنواره گل گاوزبان در اشکورات گیلان

 روز یکشنبه ٩/٣/٨٩ جشنواره گل گاوزبان در روستای زیاز از توابع بخش رحیم آباد شهرستان رودسر برگزار شد. ما هم بدلیل خبری که در روزنامه ها و سایتهای اینترنتی چاپ شده بود و ذکر شده بود که جشنواره در روز یکشنبه شروع می شود،فکر کردیم که جشنواره بیش از یک روز خواهد بود. لذا روز دوشنبه به اشکورات رفتیم.در آنجا متوجه شدیم که جشنواره یک روزه بوده است. البته این فرصتی شد که با فراغ بیشتری مسائل مربوط به گل گاوزبان را دنبال کنیم. بخشی از این فرصت مربوط به شنیدن صحبتها و درد دلهای آقای مهندس معادی مسئول مرکز جهادکشاورزی زیاز بود.ایشان هم برای گل گاوزبان و هم فندق که کشت غالب منطقه هستند،دلواپس است.خیلی زیاد هم دلواپس است.از اینکه یافته های تحقیقاتی کمی در مورد این دو محصول به ایشان و مرکز جهاد کشاورزی زیاز اعلام می شود و یا اینکه چیزی اعلام نمی شود،و ایشان و همکارانشان دست تنها،مواجه با مشکلات مربوط به این دو محصول هستند،صحبت کرد.

بسیار آرزومند بود که در مورد مکانیزه کردن مراحل برداشت گل گاوزبان اقدامی صورت گیرد.در مورد قیمت گل گاوزبان هم ایشان با کشاورزان هم رای بود.

من،مهندس باباخانزاده و مهندس سیاوش سعی کردیم مزارع گل گاوزبان منطقه را بازدید کنیم و پای صحبتهای کشاورزان بنشینیم و از گل گاوزبان بشنویم.

یکی از کشاورزان منطقه(آقای جوادی) که مرد نازنینی هم هست و فامیل آقای مهندس باباخانزاده هم بود،در رفتن به روستاها  ما را همراهی می کرد.

همراهی ایشان،به ما کمک کرد که در روستا بهتر ما را تحویل بگیرند. هر چند روستائیان منطقه و البته تمام اهالی گیلان،مردمان صمیمی و مهربانی هستند.در دو روزی که در اشکورات بودیم،مهمان خانواده مهندس باباخانزاده بودیم .پدر و مادر مهربانی که  گل گاوزبان در زندگی آنها هم نقش مهمی بازی کرده بود و هم اکنون هم این نقش را دارد.

خاطرات بامزه ای از دورانی که مهندس باباخانزاده و برادران ایشان کوچک بوده اند و باید در کنار مدرسه و تحصیل،در برداشت گل گاوزبان کمک می کرده اند ، را برایمان تعریف کردند. در روستای سجیران که محل زندگی آنهاست،گل گاوزبان بخشی از زندگی و خاطرات همه اهالی است.در سجیران گل گاوزبان بصورت دیم کشت می شود . در تمام روستاهای منطقه اشکورات که گل گاوزبان را می کارند،مراحل مختلف کاشت،داشت و برداشت این گل بصورت کاملا سنتی و متکی بر کار نیروی انسانی است.

شما باید حدودا ٩-١٠ کلوگرم گل تازه را بچینید تا یک کیلو گل خشک داشته باشید. این یعنی یک روز کار طاقت فرسا که بصورت کمرخم باید ١٠ ساعت کار کنید تا یک کیلو گل خشک فراهم کنید.قیمت این یک کیلو گل خشک شده هم فقط ١٣هزار تومان است.

من دو سه ساعت قبل از سفر به اشکورات و ارتفاعات جنت رودبار رامسر برگشتم.لذا بعدا مطالب بیشتری در مورد گل گاوزبان خواهم نوشت.

 

  
نویسنده : غلامرضا طالبی ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٢
+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در سه شنبه 18 خرداد1389 و ساعت 9:28 |
 

«

1- خاستگاه و انتشار جغرافیایی فندق:

     موطن اصلی فندق اروپا ، آسیای صغیر و قفقاز می باشد که کشت و پرورش  آن از زمانهای بسیار قدیم مرسوم بوده است. مهمترین گونه فندق، گونه آولانا است که زیستگاه آن در حاشیه دریای مدیترانه و سواحل شرقی دریای سیاه می باشد. در ایران گونه آولانا  در جنگلهای آستارا، ارسباران ، تالش، کوههای الموت و طارم زنجان بین ناحیه جنگلی و استپی به صورت خودرو مشاهده می شود. انواع بومی فندق در ارتفاعات اشکورات ( رودسر)، الموت قزوین ، ارتفاعات دیلمان ( سیاهکل) ، ارومیه، مشهد، گرگان، آذربایجان شرقی ( مرندواسکو) ، کردستان ( توابع مریوان ) و در ارتفاعات فلات مرکزی بین قم و کاشان تا دیلمان مشاهده شده است.

2- شرایط لازم برای انتخاب زمین باغ فندق:

-       آب و هوا در رشد و نمو درخت فندق تاثیر بسزائی دارد بطوریکه فندق طالب آب و هوای معتدل، مرطوب و نسبتاً سرد می باشد ( دوستدار زمستان ملایم و تابستان خنک است).

-       شیب زمین از 50% کمتر باشد.

-       محل انتخاب شده نباید در زمستان یخبندان داشته باشد ( حداقل درجه حرارت آن از 8- درجه سانتیگراد پائین تر نباشد).

-       باغ نباید در مسیر بادهای دائمی قرار گیرد.

-       خاک زمین عمیق بوده و سطح آب زیر زمین از 25/1 متر پائین تر باشد.

-       مناسبترین pH خاک بین 7-5/5 می باشد.

-       برای به دست آوردن میوه مرغوب،مناطق بین 41 – 37 درجه عرض جغرافیائی در مد نظر قرار گیرد.

-       در احداث باغ برای اینکه گرده افشانی و عمل لقاح تضمین شود، ضرورت دارد که 2 تا 3 رقم گرده دهنده بعنوان پلی نایزر با ارقام میوه دهنده اصلی تواماً کشت شود تا از پوکی میوه فندق و عدم تلقیح جلوگیری بعمل آید.

-       فواصل درختچه ها در باغ فندق در خاکهای قوی ( 5×6 متر) ، در خاکهای متوسط ( 4×5 متر) و در خاکهای ضعیف ( 4×4 متر ) توصیه می گردد.

-       فندق عمدتاً از طریق پاجوش ریشه دار تکثیر و ازدیاد می گردد.

3- رطوبت و بارندگی:

وجود رطوبت کافی یکی از عواملی است که برای کشت فندق ضروری است. میزان رطوبت بین 70 تا 80% برای کشت و پرورش فندق مناسب می باشد. در صورتی که میزان بارندگی حداقل 800 میلی متر با پراکنش مناسب در فصول گرم باشد می توان به کشت دیم فندق اقدام نمود. در غیر اینصورت برای تولید تجاری ، آبیاری تکمیلی درختان در ماههای خرداد، تیر و مرداد الزامی می باشد. درختان جوان به دلیل ضعیف بودن سیستم ریشه ای، در تمام طول فصل رشد به آبیاری نیاز دارند.

میزان نیاز آبی درخت فندق در هر هکتار حدود 10000 متر مکعب است که از طریق نزولات جوی و آبیاری تکمیلی تامین می گردد.

 4- کاشت فندق:

چنانچه نهال های ریشه دار فندق در پائیز تا اوایل آذرماه، در محل اصلی کاشته شوند درصد گیرائی آنها بیشتر، استقرار آنها در زمین ثابت تر ، بیداری آنها زودتر و رشد آنها در بهار آینده سریعتر خواهد بود. در هر حال از کاشت نهال فندق قبل از ریزش برگها باید خودداری شود. کاشت فندق را تا اوایل بهمن نیز می توان ادامه داد که در این حالت تلفات آن بیشتر و گل آن دیرتر باز می شود . تعداد پاجوشهائی که در هر چاله می کارند معمولاً 2 تا4  عدد است. بعد از کاشت بلافاصله نهال را باید آبیاری نمود.

5- تغذيه:

مقدار عناصر غذائی لازم در باغهای بارآور به میزان موادی بستگی دارد که در طول سالهای نخستین احداث باغ به زمین داده می شود. دراکثر مناطق فندق کاری کشور هر سال 10 تا  15 کیلوگرم کود حیوانی به هر درخت می دهند. قبل از کاشت نهال با ریختن 40 تن کود حیوانی پوسیده با قشری نه چندان ضخیم در یک هکتار زمین، کود ازته به شکل نیترات آمونیوم یا اوره 200 تا 240 کیلوگرم ، 300 کیلوگرم پتاس در هکتار نیز به شکل سولفات و همچنین 150 کیلوگرم فسفر به شکل اسید فسفریک به آن اضافه می کنند و روی آنها را شخم می زنند.

6- تربیت و هرس:

معمولاً هرس داشت به هنگام خواب درخت یعنی از آذرماه تا اسفندماه است. پس از کاشت نهال ریشه دار در زمین اصلی، نخستین هرس به صورت زیر انجام می شود:

-       سربرداری نهال از ارتفاع 80-60 سانتیمتر از سطح زمین

-       حذف کلیه شاخه های تنه پائین تر از 40 سانتی متر از کف خاک

-       زخم بندی ( پانسمان) شاخه های بریده با چسب باغبانی

-       حذف برگهائی که در طول دوره رشد بعدی روئیده می شوند.( از 40 سانتی متر به پائین).

7- آفات و بیماریهای مهم فندق:

1-7 سفیدک سطحی فندق:

 به صورت لکه های تقریباً کروی به رنگ زرد و سفید دیده می شود که در مرکز هر یک از لکه ها اسپورهای قارچ در اواخر فصل به صورت نقطه های سیاه در می آیند. این بیماریها خسارت چندانی ایجاد نمی کند و فقط باعث ریزش  مختصر برگ می گردد. برای مبارزه با این بیماری، در صورت مشاهده علائم این قارچ روی برگها با در نظر گرفتن  درجه حرارت هوا، می توان از سموم سولفوره (کوزان) با غلظت 2 تا 3 در هزار و یا مانکوزب با غلظت 5/1 تا 2 هزار استفاده نمود.

2-7 شپشک نرم تن:

این حشره با مکیدن شیره گیاهی موجب تضعیف درخت می گردد و همچنین با ترشح عسلک باعث تجمع گرد و خاک که در سطح برگ، تنه و سرشاخه های درختان و موجب اختلال در فعالیت های فیزیولوژیکی درختان بخصوص فتوسنتز می گردد. برای مبارزه با این آفات می توان از روغن ولک 4 درصد به صورت سمپاشی زمستانه قبل از مرحله تلقیح درختان استفاده نمود.

3-7 شته فندق:

 به شته هلو شباهت زیادی دارد و مهمترین علامت تشخیص آن فعالیت دسته جمعی آنها در اطراف برگهای اصلی است. خسارت این آفت با ترشح شدید عسلک همراه است که به نوبه خود موجب جلب مورچگان ، زنبور و مگسهای مختلف و تجمع گرد و خاک می شود. این حشرات ممکن است باعث انتقال بیماریهای ویروسی نیز گردند. برای مبارزه با این آفت می توان از سموم مناسب استفاده نمود.

4-7 کنه جوانه خوار فندق:

 از مهم ترین آفات فندق به شمار می رود. این آفت ضمن مستقر شدن روی جوانه های تازه، با فروبردن نیش خود موجب تورم و بدشکلی جوانه ها در زمان بازشدن شده، همچنین باعث فساد و خشکیدگی جوانه های گل می گردد. برای مبارزه با این آفت می توان از سموم آندوسولفان، آذینفوس متیل، پودرگوگرد و یا دیازینون در زمان بیدار شدن گیاه و یا زمانی که شاخه ها 2 تا 3 برگی هستند ، استفاده نمود.

سایر آفات و بیماریهای فندق در ایران خسارت چندانی ایجاد نمی نمایند که فقط به ذکر اسامی آنها اکتفا می شود.

آفات فندق: بالانن، سنها، سوسک چوب خوار فندق، زنبور برگ خوار فندق و کرم سفید ریشه.

بیماریهای فندق: شامل باکتریوز، شانکر، گلوسپوریوم، مونیلیا، بوتریتیس.

8-(دستورالعمل اجرایی احداث باغ مدرن و تجاری فندق)

1-8 آماده کردن زمین:

در صورت وجود درختان قدیمی، ابتدا عملیات ریشه کنی و پاک سازی باغ انجام می شود. سپس عملیات شخم زنی (عمود برهم) به همراه کود دامی پوسیده به مقدار 40 – 30 تن در هکتار و کولتیوار زنی و در نهایت تسطیح زمین با لولر انجام می شود.

2-8پیاده نمودن نقشه کاشت و تعیین فواصل چاله های کاشت:

با درنظر گرفتن جنس و بافت خاک و همچنین شیب زمین، فواصل کاشت مناسب درختان فندق با شیب کمتر از 5 درصد در اراضی مسطح 4×6 متر یا 5 × 6 متر و در اراضی با شیب بیشتر از 5درصد 4×5 متر یا 5×5 متر توصیه می گردد.

3-8 ابعاد چاله ها:

ابعاد چاله های فندق 50×50×50 سانتی متر می باشد. آماده کردن چاله های کاشت یک ماه قبل از کاشت نهال می باشد. زمان مناسب کاشت نهال فندق در مناطق معتدله در آذرماه می باشد و در مناطق سردسیری پس از سپری شدن فصل یخبندان در اواخر زمستان می باشد.

4-8 کوددهی:

 نیاز کودی براساس نتایج آزمون خاک و برگ تعیین می گردد. بطورکلی در زمان کاشت به ازای هر چاله 10-8 کیلوگرم کوددامی پوسیده به همراه 100-80 گرم کود ازته، 80 – 60 گرم کود فسفاته و 120-80 گرم کود پتاسه و مخلوط کردن آنها با خاک رو (سطح الارض) در زیر گودال و خاک زیر (تحت الارض) در روی چاله انجام می شود.

5-8 انتخاب نهال:

برای احداث باغ فندق بایستی از پاجوش ریشه دار یکساله و دوساله که حداقل 60 سانتی متر ارتفاع و 2- 5/1 سانتی متر قطر، دارای ریشه کافی و گواهی سلامت باشد، استفاده گردد.

1.      کاشت نهال: پس از انجام آرایش (هرس ریشه) نهالها در وسط چاله های کاشت قرار گرفته و خاکی که قبلاً آماده گردیده است، (مطابق بند4-8) به آرامی در اطراف ریشه نهال ریخته شده و  با پا کوبیده می شود تا محفظه های هوا در حفره های داخل ریشه باقی نماند. پس از کاشت، عملیات سربرداری از ارتفاع 60 سانتی متر از سطح خاک با برش مورب (45درجه) انجام شده و با چسب باغبانی محل برش پوشانده شود. همچنین انجام آبیاری اولیه بلافاصله پس از کاشت الزامی است.

 

9- (دستور العمل اجرایی اصلاح باغ درجه 2 فندق به درجه 1)

1-9 تغذیه:

نیاز کودی براساس نتایج تجزیه خاک و برگ تعیین می گردد. کودهای شیمیایی باتوجه به سن درخت به ازای هر درخت سالیانه 500 – 300 گرم ازت، 400 – 200 گرم فسفر و 200 – 100 گرم پتاسیم به خاک اضافه گردد. زمان پخش کودهای فسفره و پتاسیم در اسفندماه و کود ازته در دو نوبت در ماههای اردیبهشت و خرداد در سایه انداز درخت همراه با 20-10 کیلوگرم کوددامی پوسیده به روش چالکود در چهارطرف درخت به خاک اضافه می گردد. ضمناً میزان کودهای میکرو براساس نتایج آنالیز خاک و برگ تعیین و توصیه می گردد.

2-9 مبارزه با آفات و بیماریها:

درصورت مشاهده خسارت بیش از حد آستانه اقتصادی آفات و بیماریهای مهم فندق، عملیات مبارزه با آفات و بیماریهای فوق الذکر بایستی براساس دستورالعمل سازمان حفظ نباتات صورت پذیرد.

3-9 تربیت و هرس:

هرس درختان بالغ فندق به حذف شاخه های خشک شده و خسارت دیده و شاخه های مسن و یا آنهایی که بیش از حد به طرف زمین رشد می نمایند محدود می شود. به طور کلی هرس درختان بالغ فندق به دو روش زیر صورت گیرد:

1-3-9:

حذف 50 درصد از سطح باردهی درخت در 20 درصد از درختان کل باغ که در طی 5 سال کل درختان باغ هرس می گردند.

2-3-9:

هرس سالیانه و حذف 10 درصد از باردهی درخت در کل درختان باغ در تمام مراحل، محل هرس با چسب باغبانی پوشانده شود.

4-9 کنترل یا حذف پاجوشها:

یکی از خصوصیات درخت فندق تولید فراوان پاجوش می باشد. پاجوشها علاوه برکاهش میزان انرژی و موادغذایی (درخت) سبب تاخیر در باردهی درختان می گردند. بنابراین باید نسبت به حذف و کنترل پاجوشها از طریق مکانیکی (استفاده از قیچی، اره و ...) و یا شیمیایی در زمانهای مناسب اقدام نمود.

5-9 آبیاری:

حتی الامکان استفاده از سیستم آبیاری تحت فشار بمنظور بالابردن راندمان آبیاری و کاهش تلفات پرت آب، توصیه می شود. ضمناً در باغهائی که استفاده از سیستم مذکور امکان پذیر نیست، توصیه می شود سیستم آبیاری سنتی (کرتی و غرقابی) به سیستم آبیاری نواری (جوی و پشته) تبدیل گردد. نیاز آبی فندق 10000 – 8000 مترمکعب در هکتار است که باتوجه به سن درختان و شرایط آب و هوایی منطقه تعیین می گردد.

جدول شماره 1- نیاز آبی درختان فندق در سنین مختلف در هر نوبت آبیاری

سن درخت

سال اول تا دوم

سال دوم تا پنجم

سال پنجم تا دهم

سال دهم تا پانزدهم

بالاتر از 15سال

میزان آبیاری

(لیتر در درخت)

10-5

20-15

40-30

60-45

70

 

ضمناً تعداد دفعات آبیاری باتوجه به شرایط منطقه، میزان بارندگی و میزان تبخیر و تعرق خصوصاً در ماههای گرم سال تعیین می گردد.

6-9 مبارزه با علفهای هرز:

 کنترل علفهای هرز در باغهای فندق به دو روش مکانیکی (کولتیواتور زنی) و شیمیایی صورت می گیرد. در صورت لزوم بسته به نوع و رشد علف هرز می توان از سموم سیمازین، دیورون، پاراکوآت و ... به نسبت 5/4 – 2/2 کیلوگرم در هکتار استفاده نمود.

 

10- (دستورالعمل اجرایی نگهداری باغ مدرن و تجاری فندق)

      قابل ذکر است که تمامی موارد ذکرشده در دستورالعمل اجرایی اصلاح باغ مدرن و تجاری فندق (بندهای 1-9 تا 6-9) در دستورالعمل نگهداری باغ فندق نیز قابل اجرا می باشد. ضمناً درصورت خشک شدن نهالهای تازه کشت شده، توصیه می گردد در فصل خواب درختان بادرنظر گرفتن شرایط آب و هوایی منطقه (آذرماه لغایت اسفندماه) عملیات واکاری انجام شود.

 

11-(دستورالعمل اجرایی اصلاح و نوسازي باغ درجه 2 فندق)

1-11 اصلاح وتربيت درختان:

 هدف از اصلاح و تربيت درخت قطع قسمتهايي از يك درخت است كه براي بدست آوردن شكل واسكلت مطلوب درخت انجام مي شود.همچنين حفظ عادت رشد طبیعی درختان و بارآور کردن آنها و سهولت انجام کارها از ديگر اهداف هرس اصلاحي مي باشد.اين كار شامل 2 عمليات متفاوت شاخه برداري و سربرداري مي باشد:

1-1-11  شاخه برداری ( تنک کردن):

شاخه برداری برای بازکردن ، تنک کردن تاج و کنترل بلندی درخت بکار میرود. شاخه برداری با کاستن از چوب ، رقابت برای مواد غذائی را کاهش داده و در مجموع سبب تقویت شاخه های باقیمانده میشود. شاخه ها به طور کامل با بریدن آن در محل اتصال به شاخه اصلی بايستي حذف شوند.

2-1-11  سربرداری:

حذف قسمتی از یک شاخه ، هرس سربرداری است. سربرداری بیشتر از شاخه برداری سبب تقویت رشد منطقه ای و درخت میشود، چون جوانه های باقیمانده را از غلبه جوانه انتهائی آزاد میکند و به دلیل اینکه جوانه ها در نزدیکی نوک شاخه تجمع دارند سربرداری تعداد نسبتاً زیادی از نقاط رشد بالقوه را حذف کرده و بنابراین جوانه های باقیمانده را تحریک می کند. حذف انتهای شاخه به این معنی است که کربوهیدراتهای ذخیره شده در قسمت پائین شاخه هنوز برای نقاط رشد قابل دسترسی است.

2-11 اصلاح ساختار بستر:

1-2-11 بازسازي انهار:

اصلاح ومرمت انهار به منظور استفاده بهينه از منابع آبي موجود ضروري مي باشد.  دراين راستا جلوگيري از هرز آب و حذف علفهاي هرز به منظورجلوگيري از پراكنش بذور آنها بسيار مهم مي باشد. 

2-2-11 اصلاح سيستم آبياري:

سیستم قطره ای در حداقل کردن محدودیت های فیزیکی خاک بسیار موثر تر از سیستم های آبیاری سطحی هستند.

سیستم های قطره ای آب را به مقدار بسیار کم و با کنترل دقیق به کار میبرند و بسیار بهتر با نفوذپذیری خاک انطباق می یابند. هنگامیکه مقدار کم آب آبیاری در دفعات زیاد به طوری به کار رود که با مصرف آب گیاه انطباق یابد نتایج بهتری در بر خواهد داشت.

نیاز آبی فندق بر حسب منطقه و رقم 10-8 هزار متر مکعب برای هر هکتار در سال می باشد. در آبیاری قطره ای نیاز آبی حدود 8-6 هزار متر مکعب برای هر هکتار در سال می باشد.

3-2-11  ايجاد بانكت و تراس:

هدف اصلي در حقیقت بهره برداری حداكثر از نزولات آسماني بويژه در اراضي شيبدار است لذا می بایست اقداماتی را اعمال کرد تا ناحيه ريشه از بيشترين ذخيره آب برخوردار شود. بر اين اساس روش هاي جمع آوري آب باران به انواع مختلفي تقسيم بندي مي شوند كه در اينجا به  بانكت و تراس اشاره مي شود:

1-3-2-11 بانكت :

 با ايجاد چاله هاي هلالي شکل به شعاع 4-2 متر و در امتداد خطوط عمود بر جهت شيب اصلي دامنه ها مي توان بانکت هلالي را بوجود آورد.

2-3-2-11 تراس:

 در این روش روي خطوط هم تراز، تراس احداث نموده و برای انجام آن می بایستی شيب طبيعي دامنه كوه به چند پله تقسيم شود.

4-2-11  تسطيح ناهمواري هاي سطح باغ:

به منظور سهولت در تردد ادوات باغي و امكان انجام بهتر عمليات داشت و برداشت لازم است كه پستي وبلندي ها ي موجود در بين درختان تسطيح گردند.

3-11 اصلاح فيزيكي و شيميايي خاك:

هدف از اصلاح فيزيكي خاك بهبود شرايط فيزيكي خاك از نظر ساختمان وبافت خاك مي باشد، اينكار از طريق  خاك ورزي ويا افزودن كودهاي دامي ، سبز و... امكان پذير مي باشد.

هدف از اصلاح شيميايي خاك بهبود وضعيت خاك از نظر تامين عناصر غذايي مورد نياز براي رشد گياه و همچنين اصلاح اسيديته ( pH ) و شوري خاك (Ec ) مي باشد.

 

4-11 اصلاح سيستم كاشت:

1-4-11 تعديل تراكم:

اگر تراكم در داخل باغ بدليل زياد يا كم بودن تعداد درختان نا مناسب باشد  و يا  درختان بصورت  نامنظم كشت شده باشند بطوريكه عبور ومرور ادوات در داخل باغ را با مشكل روبرو  كنند مي بايست درختان نامناسب  را حذف  و در صورت لزوم واكاري نمود.

2-4-11 تنظيم فواصل بين درختان:

در فندق فواصل کاشت 5×4 متر و بصورت سیستم مستطیلی می باشد و در مناطق کوهستانی فواصل کاشت  متر 4×4 بر روي خطوط تراز می باشد.

 5-11 نگهداري باغ تا زمان باردهي اقتصادي مجدد:

اين عمليات شامل مواردي نظير شخم ساليانه بين رديفها ، تهيه ، حمل  و پخش كودهاي دامي وشيميايي، مبارزه با  آفات، بيماريها و علفهاي هرز، هرس و... مي باشد.

 

12-(دستورالعمل اجرائی جایگزینی باغهای فندق درجه 3)

      باتوجه به اینکه عملیات اصلاح در باغهای درجه 3 مقرون به صرفه نمی باشد. عملیات جایگزینی به شرح ذیل در این باغها صورت می گیرد:

1-8 حذف درختان مسن و قدیمی:

این درختان، به طور کامل ریشه کن شده و پاکسازی می شوند و درختان حذف شده به بیرون باغ حمل می شوند. سپس نسبت به شخم عمیق و عمود برهم و تسطیح زمین اقدام می شود.

2-8 مرحله کاشت:

 به ترتیب شامل طراحی باغ، پیاده نمودن نقشه باغ، خرید، حمل و پخش کودهای دامی و شیمیائی، حفر چاله کشت، تهیه نهال شناسه دار و مرغوب، کاشت نهال و آبیاری است.

3-8 مرحله نگهداری:

شامل مبارزه با آفات و بیماریها و علفهای هرز، هرس فرم دهی اولیه، شخم سالیانه بین ردیفها و واکاری است. دقت در انجام عملیات این مرحله ضروری است.

4-8 سیستم آبیاری تحت فشار:

عملیات مربوط به تغییر سیستم آبیاری بهتر است که پس از مشخص شدن محل غرس نهالها انجام گیرد.

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در سه شنبه 18 خرداد1389 و ساعت 9:15 |

 چند روز پیش اقای رستم طالب زاده نمونه ای از شاخه های درخت فندق را از باغ جمع اوری نموده و گفتند که تمام باغ دارد خشک میشود، پس از اوردن نمونه ها به شاهرود و کشت بافت الوده در محیط آزمایشگاه مشخص گردید که گیاهان الوده به قارچ های پوسیدگی طوقه و ریشه میباشند. که علائم و روشهای کنترل این قارچ و بیماری بصورت زیر میباشد. امیدوارم که مورد استفاده کشاورزان زحمتکش این روستا قرار گیرد.

Phytophthora Root & Crown Rot                                                            
گونه های جنس Phytophthora در گیاهان مختلف تولید بیماری می کنند یکی از خطرناکترین بیماریها، پوسیدگی ریشه و طوقة درختان میوه است تا کنون بیش از 60 گونه فایتوفتورا شناسایی شده که بیش از 15 گونه از ایران گزارش شده است همة گونه های فاتیوفتورا انگل اختیاری هستند و روی گیاهان مختلف ایجاد بیماری می کنند گسترة میزبانی اغلب گونه ها هم زیاد است. پوسیدگیهای طوقه ، یقه و ریشة درختان سیب عملاً در تمام کشورهای سیب خیز جهان شیوع دارد ولی در گلابی فقط پوسیدگی طوقه گزارش شده است.
علائم بیماری:علائم پوسیدگی ریشه و طوقه در گیاهان مختلف کم و بیش شبیه به هم است بطوریکه غالباً قارچ موجب پوسیدگی ریشه های فرعی و اصلی شده و موجب ایجاد لکه های آبسوخته روی طوقه می شود که این لکه ها بتدریج قهوه ای تا سیاه شده و ممکن است دور تا دور طوقه را فرا بگیرد و گیاه را از پای اندازد هر چند قارچ در ناحیه ریشه و طوقه تولید بیماری می کند اما در شرایط مناسب اسپورهای قارچ بطرف بالا پرتاب شده (باد یا شتک باران ) و باعث آلودگی شاخه ، برگ و میوه می شوند . ترشح صمغ از نواحی طوقه تا ارتفاع نیم متری تنه از علائم بارز بیماری است صمغ ابتدا آبکی و شفاف است و سپس خشک و در نواحی مرطوب و پر باران ، صمغ در اثر بارندگی حل و شسته شده ، سپس پوسیدگی قهوه ای در طوقه و ریشه بوجود می آید.
 
بیولوژی و رفتار اکولوژیک گونه های عامل پوسیدگی ریشه و طوقه درختان میوه کم و بیش شبیه همدیگر است و به همین دلیل روشهای مبارزه نیز در آنها از اصول مشابهی پیروی می کند در ایران مهمترین درختان میوة میزبان این قارچ عبارتند از مرکبات ، پسته ، سیب ، گردو و بادام . علاوه بر این بیماری از روی درختان انار ، انجیر، زرد آلو، گلابی و آلو نیز گزارش شده است.
 
نشانه های بیماری اغلب نا مشهود است مگر اینکه لایه های خارجی پوست (پریدرم) را تا نزدیکیهای لایة زاینده بردارند و آوندهای آبکشی نمایان شود بافتهای آوند آبکشی در درختهای بیمار به جای آنکه سفید رنگ باشند نکروزه و به رنگ قهوه ای مایل به قرمز هستند که سرانجام با پوسیدن آنها برنگ قهوه ای تیره در می آیند شانکرهای فعال پوسیدگی طوقه در قسمت داخلی تر آوندهای آبکشی حالت نواری مرمری پیدا می کنند و حاشیة مشخص نواحی سالم و آلودة نکروزی را از یکدیگر جدا می کند. در پوسیدگی طوقه ممکن است بافتهای تنه درخت تا ارتفاع یک متری از سطح زمین نکروزه شود. زخمهایی که در اثر این بیماری در تنه ایجاد می شود به سمت پائین (طوقه) و حتی ریشه توسعه می یابند. پوست قسمتهای آلوده بسیار سخت شده و با دست به سختی شکسته می شود پوست تنه در ناحیه طوقه بصورت ورقه های خشک و بطور عمودی از درخت جدا می گردد. با فساد پوست و آوندهای آبکشی در جریان انتقال شیرة پرورده از قسمت هوایی به ریشه اختلالاتی بروز کرده و ممکن است بطور کلی قطع شود و درخت از پا درآید. علائم بیماری گموز ممکن است روی برگ ، جوانه و شاخه نیز ظاهر شود ، برگها از ناحیة دمبرگ حالت رنگ پریدگی به خود گرفته و زرد می شوند این زردی در رگبرگهای میانی به خوبی قابل تشخیص است برگها پس از مدتی ریزش می کنند و درخت ضعیف می گردد. ضعف درخت از نوک درخت شروع شده و به تدریج به قسمتهای دیگر تنه سرایت می کند (Die Back) در مورد مرکبات : در اثر ترشح قطرات باران (Splashing) اسپورهای قارچ از خاک به روی میوه ها منتقل شده و موجب پوسیدگی قهوه ای میوه (Brown Rot) می گردد که در شرایط انباری غالباً پیشرفت می کند و کل میوه قهوه ای می گردد.
 
عوامل بیماری :             Phytophthora spp.(Pythiaceae-Peronosporales-Oomycetes)
 
1)   پوسیدگی طوقه و ریشة سیب ، گلابی ، انار ،گردو،فندق، زردآلو     Phytophthora cactorum 
 
2)   پوسیدگی طوقه و ریشة گلابی   Ph.syringae, Ph.cactorum                                           
 
3)   پوسیدگی طوقه و ریشة انار   Ph. cactorum, Ph. citrophthora                                    
4)   پوسیدگی طوقه و ریشة انجیر                                                    Ph.cryptogea     
 
5)   پوسیدگی طوقه و ریشة آلو سیاه                                                       Ph.iranica   
6)   پوسیدگی طوقة پسته =گموز پسته =شیره سیاه پسته                           Ph. megasperma,
  Ph.cryptogea,  Ph.dreshcleri , Ph. nicotiana var. parasitica,  Ph.citrophthora 
 
 
+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در سه شنبه 18 خرداد1389 و ساعت 9:3 |

کشاورزان منطقه اشکورات تولید و برداشت گل گاوزبان را با درست کردن کله پاچه مقایسه می کنند. و می گویند که همانطور که درست کردن کله پاچه خیلی زحمت دارد و غذای خیلی سالمی هم نیست،عملیات داشت و برداشت گل گاوزبان هم بسیار پرزحمت و کم فایده است.

وجین علفهای هرز مزارع گل گاوزبان ،به دفعات باید انجام گیرد.مبارزه با آفات گل گاوزبان هم یکی دیگر از عملیات مرحله داشت است. در مناطقی که مزرعه را آبیاری می کنند،آبیاری هم بر کار مزرعه افزوده می شود.ولی مشکلترین مرحله در کار با گل گاوزبان،برداشت آن است.پرزحمت و کم بازده.تقریبا باید از طلوع آفتاب کار برداشت را شروع کرد و با توجه به وزن کم گل،تعداد زیادی گل را باید برداشت کرد تا یک سبد پر از گل شود.یک گونی پر از گل فقط 3-4 کیلو وزن دارد. هر 10 کیلو گل تازه برداشت شده،فقط یک کیلو گل خشک خواهد داشت.

برای من،اشکورات شبیه قطعه ای از بهشت است.طبیعتی بی اندازه زیبا و مسحورکننده با مردمانی بسیار مهربان.

نکته ای که برایم جالب بود این است که مردم اشکورات وقتی می خواهند بگویند که کسی به شهر رفته است ،می گویند فلانی به گیلان رفته است.

  
نویسنده : غلامرضا طالبی ; ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٥
+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در دوشنبه 17 خرداد1389 و ساعت 14:8 |
 روز دوشنبه ، ۱۰ خرداد به اتفاق جناب آقای مهندس  طالبی ریاست محترم مرکز اموزش عالی علمی کاربردی جهاد کشاورزی شاهرود و آقای مهندس سیاوش طالبی و آقای عسکرآبادی جهت شرکت در جشنواره گل گاوزبان عازم سجیران شدیم که متاسفانه جشنواره روز قبل به اتمام رسیده بود ولی خدمت اقای مهندس معادی، مسئول مرکز خدمات زیاز رسیدیم و سپس  از مزارع گل گاوزبان بلترک و سجیران بازدید نموده که جزئیات سفر و مقاله علمی آن در چند روز اینده در اختیار دوستان وب لاگ قرار خواهد گرفت. ضمنا اقای جوادی راهنمایی سفر به بلترک را برعهده داشتند که از ایشان و همچنین از پدر و مادرم و ابجی طیبه ممنون و سپاسگزارم 

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در پنجشنبه 13 خرداد1389 و ساعت 18:17 |

مادر سر چشمه گیتی...
غنچه ای در سبزه زار زیبای طبیعت شکفت و کلمه ی مادر ، در پهنه گلبرگان سرخ آن او که همچون خون مادر است ، بیرون جهید و خود را در آسمان بیکران آبی  سوار بر بال پرنده محبت دید.
آری! به راستی مادر کیست که گیسوانش هم چون گیسوان فرشته طلایی است؟ مادر کیست که زمزمه محبتش لالایی اوست؟
مادر آنست که گهواره چوبین فرزندش را از لابلای صخره ها و از میان آبشارها و صدها گل زیبای یاسمن بیرون می کشد و با دستان مهرآمیزش آن را تکان می دهد...
مادر آنست که اشکش همچون شبنم بر قلب گلبرگ ، گل عشق است، صدایش هم چون مرغ غزل خوان در طبیعت است و بوسه اش همچون نور خورشید بر سبزه زار است و استواریش همچون کوهی بر دل خاک...روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر جای پایت.

مادرم:
قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار، تا چشمانم بهشت را نظاره کنند...












کارت پستال روز مادر













کارت پستال روز مادر











کارت پستال روز مادر







کارت پستال روز مادر














 

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در پنجشنبه 13 خرداد1389 و ساعت 17:55 |
مادر ای مهر فروزان عالم آرای منی                         کوه احساسی و مروارید دریای منی

تقدیم به همه مادران دنیا

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در پنجشنبه 13 خرداد1389 و ساعت 17:50 |
 

با اجازه از سایت ورگ

 

 

nima-mojtahedi.JPGاشاره: عکس‌هايی که مشاهده می‌کنید، حاصل حدود چهار سال دقت و پژوهش در مورد کوه سماموس و دره‌های اطراف آن است. به این نکته توجه داشته باشید که کوه سماموس به صورت توده‌ای منفرد در شرق گیلان جلوه‌گر می‌باشد. این عکس‌ها چکیده‌ای از چند هزار عکس از این کوه می‌باشد، اين عکس‌ها جنبه زیباشناختی ندارند، بلکه تنها برای آشنایی از موقعیت کوه سماموس است که به مخاطبان ورگ تقدیم شده است. و توضیحات آن ساده و خلاصه می‌باشد که امیدوارم مورد استفاده‌ی دوستان قرار گیرد.

nima_mojtahedi[at]yahoo.com

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس از روی قله اَته کو (عطا کوه)، ماه فروردین

[برای ديدن عکس‌ها در اندازه‌ی واقعی، روی‌شان کليک کنيد، در ضمن به دليل وجود عکس، بارگذاری صفحه ممکن است طول بکشد.]


از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس، از استخر لاهیجان، ماه اردیبهشت

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی جنوبی سماموس، از راه پرچ کو اشکور به سوی قله‌ی سماموس، ماه شهریور

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی جنوبی سماموس، از یال جنوب غربی به سوی قله، ماه شهریور، بر فراز قله، بقعه‌ی سماموس معلوم است.

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس، از جاده‌ی جؤردشت (جواهردشت)، ماه شهریور

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس، از پل رودخانه‌ی سفیدرود، ماه آبان

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس، از نیاکو، جاده‌ی آستانه-لاهیجان، ماه آبان

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس، از جاده‌ی رحیم‌آباد، ماه آبان

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس، از جاده‌ی هألی‌دشت-خسیل‌دشت، ماه فروردین

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس، از سوستان ِ لاهیجان، ماه اسفند

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس، از جاده‌ی جؤردشت، ماه تیر

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس، از لنگرود، ماه اسفند

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس، از محل اتصال رودخانه‌ی سفیدرود به دریای کاسپین، پارک ملی بوجاق، ماه فروردین

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس، از رحیم‌آباد، ماه آذر، در پای قله جاده‌ی جؤرده به سماموس معلوم است.

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی جنوب غربی سماموس، از قله‌ی فیروزکوه دیلمان، ماه خرداد، ابری بر فراز قله قرار دارد.

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی جنوب شرقی سماموس، از قله‌ی کوه بلور، ماه شهریور

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی جنوبی سماموس، از جاده‌ی آسیابر به دیلمان، ماه آذر

از همه جا سماموس ، همه جا سماموس
نمایی از جبهه‌ی غربی سماموس، از روستای ملکوت سمام، ماه مرداد، بر فراز قله ابر متراکم شده است.

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در پنجشنبه 30 اردیبهشت1389 و ساعت 15:48 |

وصیت نامه داریوش بزرگ

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد.
اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.
کانالی که من می خواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است .

 

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در پنجشنبه 30 اردیبهشت1389 و ساعت 10:59 |

 

              وصیت نامه کوروش کبیر.


فرزندان من، دوستان من! من اكنون به پايان زندگی نزديك گشته‌ام. من آن را با نشانه‌های آشكار دريافته‌ام.
وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكی، جوانی و پيری بخت‌يار بوده‌ام. هميشه نيروی من افزون گشته است، آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمی‌كنم كه از هنگام جوانی ناتوان‌ترم.
من دوستان را به خاطر نيكويی‌های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خويش ديده‌ام.
زادگاه من بخش كوچكی از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز می‌گذارم. اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم.حتی در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم. در اين هنگام كه به سرای ديگر می‌گذرم، شما و ميهنم را خوشبخت می‌بينم و از اين رو می‌خواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چيزی است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.
بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی و نابسامانی روی ندهد.
من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست می‌دارم ولی فرزند بزرگترم كه آزموده‌تر است كشور را سامان خواهد داد.
فرزندانم! من شما را از كودكی چنان پرورده‌ام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوان‌تران از شما آزرم بدارند.
تو كمبوجيه، مپندار كه عصای زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌تری هستند.
همواره حامی كيش يزدان پرستی باش، اما هيچ قومی را مجبور نكن كه از كيش تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند .
هر كس بايد برای خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد.
از كژی و ناروايی بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد . من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود.
به نام خدا و نياکان درگذشته‌ی ما، ای فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.
پيكر بی‌جان مرا هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اين‌همه چيزهای نغز و زيبا می‌پرورد آميخته گردد.
من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت می‌بخشد آميخته گردم.
هم‌اكنون درمی يابم که جان از پيكرم می‌گسلد ... اگر از ميان شما كسی می‌خواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامی كه روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسی نبيند، حتی شما فرزندانم.پس از مرگ بدنم را موميای نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.
از همه پارسيان و هم‌ پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند.
به واپسين پند من گوش فرا داريد. اگر می‌خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد.


کــوروش نـــامه – گـزنـفون

 

 


 

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در پنجشنبه 30 اردیبهشت1389 و ساعت 10:57 |
 
جشنواره گل گاوزبان در اشکورات رودسر برگزار می گردد .

یک منبع آگاه در گفتگو با اشکورنیوز ضمن بیان مطلب فوق افزودند :

با توجه به اهمیت موضوع و حمایت از کشاورزان گل گاوزبان کار منطقه اشکورات رودسر این جشنواره در روستای زیاز برگزار خواهد شد .

وی اظهار داشتند : این جشنواره برای اولین بار در کشور برگزار خواهد شد و مسئولین استانی و کشوری در آن حضور خواهند داشت .

ایشان در بخش دیگری زمان برگزاری جشنواره گل گاوزبان را هفته دوم خرداد ماه ۸۹ اعلام داشتند

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در یکشنبه 26 اردیبهشت1389 و ساعت 20:41 |
از جناب اقای سید معصوم موسوی دهیار زحمت کش و سخت کوش سجیران بدلیل پیگیری مسایل و مشکلات مردم تقدیر و تشکر مینماییم و از ایشان تقاضا داریم اطلاعات این محل و همچنین برنامه های در دست اقدام را در اختیار این وب لاگ قرار دهند تا با معرفی این وب لاگ به کلیه مردمان زحمت کش روستا، مشکلات شان را از طریق این وب لاگ به گوش مسئو لین مربوطه برسانیم .
+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در یکشنبه 26 اردیبهشت1389 و ساعت 13:58 |
 

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در یکشنبه 26 اردیبهشت1389 و ساعت 13:58 |
به نام خداوندي كه خالق زيبائي هاست"

سماموس را چگونه ديديم

 

ای کوه بلند آسمــــ‍ــــــان پوش                         ای اوج بلندای سمامـــــــوس

از برف ،تو گشته ای قبا پوش                             در دهر نبد مثل تو همــــــدوش

وز پايگه نظر گــــــــــــــذارت                               رازیست بسی کهنه و منقوش

درشرق نظر به مازیــــــــاری                             در غرب نظر به حیدر اوغلــو

وز پشت به شهریـــــار گمنام                               وز ساخت روبرو پر از نـــــام

در پهن  دشت آریـــــــــــــایی                            بس نام، بُوَد گرانبــــــــــــهایی

در خاطر و یاد آن عزیـــزان                               در دشت هـمی چو لالـــه زاران

برخیز و ز نالــه کن تو آهی                                  از دشت به قلــــــه بر نگاهی 

 

                

                                                سماموس بلندترین قله بین مازندران وگیلان

     

           گروه کوهنوردی ما پس از مدت های طولانی صعودی را خارج از ارتفاعات استان ، به یکی از ارتفاعات خطّه زیبای شمال به نام "قله سماموس" برنامه ریزی و اجرا نمود.امّا غرض از نوشتن این گزارش این نیست که گروه با شركت سي وپنج نفرازاعضاء چگونه به فتح قلّه در هفدهم خرداد ماه نائل شد بلکه هدف از آن بیشتر تشریح حال و هوای طبیعت در رنج کشورمان که حاصل بی تفاوتی ما انسانهانسبت به محل زندگی خود و آنچه که در این کره خاکی حقی از حیات دارد، می باشد . به عنوان مثال تشریح نقطه ای از سرزمین زیبای شمال کشور عزیزمان تحت عنوان این که سماموس را چگونه ديديم به شرح زیر ارائه می گردد.

     همان گونه که همگان اطلاع دارند باتوجّه به کمبود بارندگی و سردی بیش از حد هوای زمستان گذشته و خشکی بهار امسال، وقتی به دشت ها و کوه های مناطق مرکزی و جنوبی کشورمان رهسپار ميشويم، خشکی هوا و زمین. تابستانی گرم و طاقت فرسايی را نوید می دهد و شاید به همین علّت بود که در پنج روز تعطیلی خرداد ماه امسال بسیاری از مردمان برای این که بتوانند چند روزی را در کنار دشت های سبز ، دریا و جنگل های شمال دمي بیاسایند راهی این ناحيه از مملکتمان شدند که راه های منتهی به این منطقه آن چنان شلوغ بود که در طول سالیان گذشته بی سابقه و حتی منجر به بسته شدن یکی دو روزه راه ورودی گیلان شد با این توصیف خوشبختانه پس از باز شدن مسیر در شام پانزدهم خرداد و عبور از مناطق عاری از رطوبت مراکز کشورمان صبحگاهان روز شانزدهم خرداد پس از ساعت ها انتظار و خسته از مسافرت با اتوبوس ، خود را در جنگل های زیبای اطراف سیاهکل با حال و هوای بارانی در کناره "آبشار لونک سياهكل" یافتیم. طبیعت آن جا با توجه به خشکی مناطق مرکزی وجنوبی کشور مان حال و هوای تازه ای داشت هر چند که سال های قبل نیز از مناطق شمال بازدید نموده بودیم ولی این سفربا توجه به خشکی نواحی مراکز کشور برایمان بسیار دل انگیز بود اما متاسّفانه بایستی بگویم که در این منطقه نیز امسال نسبت به سال های قبل تفاوت زیادی داشت . به عنوان نمونه آبشار لونک که در سالهاي گذشته دراين فصل از سال با حجم بسیار، آب بالا سر خود را به پایین هدایت می نمود امسال با توان بسیار ضعیفی جریان داشت به حدّی که ما تا به پای آبشار رسیدیم از وجود آن با خبر شدیم ! آبشاری که بایستی صدای دلنوازش از چند صد متری شنیده شود .

                           

                        

                                       تصویرآبشار لونک بامقدار کم آبی که امسال ازآن سرازیر بود

    

به هر حال با کمی گشت و گذار و تا روشن شدن هوا مسیر خود را برای رسیدن به هدف با اتوبوس ادامه دادیم. جاده کنار دریا و خیابان های شهر های همجوار مملو از اتومبیل که به برکت پیشرفت در ساخت و یا مونتاژ صنایع خودرو سازی چند سال اخیركشورمان حاصل شده ترافیک شهر های بزرگي همانند تهران و اصفهان ما را تداعی می نمود. چند سال پیش وقتی عبورو مرور اتومبيل های مدرن را در خیابان های بعضی از کشورهای خارج. از تلویزیون می دیديم آرزو می کردیم که ای کاش کشور ما نیز چنین بود اما امروز این را می فهمیم که این آرزو چندان منطقی نبوده و اگر منطقی بوده در کشور ما درست عمل نشده، اگر چه وضعیت اتومبیل ها تا حدودی از نظر دودزدایی اصلاح گردیده ولی وجود انبوه آنها و استفاده بدون برنامه مصرف کنندگان می تواند چه آسیب ها ی جبران ناپذیری را برای ما و طبیعت کشورمان داشته باشد . حقیر بر این نیستم که چرا برای گشت و گذار و یک تفریح سالم و مسافرت به منطقه سیاحتی و زیارتی از اتومبیل هایمان استفاده می کنیم که این حق ماست ولی انتقادم بیشتر از این است که چرا ما نباید از داشته هایمان درست استفاده کنیم.به عنوان نمونه بنده طی این سفر کمتر به تورهای مسافرتی برخورد کردم که مسافران را به صورت انبوه جابجا کنند و شاید هم عدم رونق تورهای مسافرتی در کشور ما این است که کمتر به رفاه مسافرین خود می اندیشند و یا این که ما این احساس را داریم مسافرت با تورهای سیاحتی و زیارتی آزادی را از ما سلب می کند چرا که بعضاْ به حدود آزادی کمتر واقفیم ويا اينكه تورهاي مسافرتي براي اين پنج روز تعطيلي وبه خاطر ايّام سوگواري برنامه مدوّن ومشخّصي نداشته اند به هر حال پس از طی مسیر به محلّی به نام "آخوند محله" در حومه رامسر رسیدیم. وازآنجا به طرف جواهرده که مسیري داشت باآسفالت تقريباّ مناسب امّا باریک و پر پیچ و خم  ودارای شیب زیاد ودرعين حال داراي حواشي بسيار زیبا. 

                         

                                             نمونه ای از راه آسفالته در میان انبوه جنگلهای شمال

 

     در میان انبوه جنگل ها به طرف "جواهر ده" نقطه ای که بایستی از آن جا به قله سماموس صعود کنیم . مسیر انباشته بود از اتومبیل های نو و بعضاْ گران قیمت. در کناره های جاده استراحتگاه هایی وجود داشت که برای ساخت آنها در حاشیه های مسیر از استاندارد مشخصی پیروی نکرده بودند وهر جا آبی از بلندی کناره های مسیر به طرف پایین جریان داشت انبوه اتومبیل ها و سرنشینان آنها در کنار آن اجتماع نموده و به برکت داشتن دوربین های دیجیتالی و موبایل های تصویر بردار دست ها به طرف بالا و مشغول عکس گرفتن  ازمناظر اطراف ویکدیگر  بودندوافراد گروه مانیز هریک سعی میکردند ازمناظرزیبا تصویر برداری نمایند. (تصویرزیر)

 

                       

  

        پس از طی مسیر و دیدن مناظر زیبا و شگفت انگیز وارد آخرین روستا به نام "جواهر ده" شدیم. این ده را بر خلاف گنجایشش همچنان مانند مسیر منتهی به آن پر از اتومبیل و انسان هایی یافتیم که از شهرهای دور و نزدیک به ویژه از مرکز کشورمان برای استراحت و تفریح به این منطقه آمده بودند. سوئیت داران و خانه داران روستا نیز که زمستانی را به انتظار چنین روزهایی به سر می بردند برای یک شب ماندن بهای سوئیت ها و منازلشان را تا حدی که می توانستند افزایش داده بودند که جبران مافات شود و تا اندازه ای باید حق به آنها داد چرا که آنها در برابر گرفتن این اجرت که از نظر ما زیاد امّا در مقابل انتظار طولانی شان برای چنین روزهایی ناچیز بود مضافا بر این که از چشمانشان معلوم بود که چه خسارت هایی را بایستی تحمل نمایند و طبیعت بکر محل زیست خود را به بهایی از دست می دادند.

                        

                                 نمونه ای از یک خانه روستا ئی که شبی را درآنجا گذراندیم

  

     عصر روزی که به جواهر ده رسیدیم برای آماده شدن بک صعود طاقت فرسا امّا لذت بخش که فردای آن روز بایستی به طرف قله سماموس انجام می دادیم مقداری در کوچه ها و اطراف روستا به گشت پرداختیم. تراكم اتومبیل ها ودود وصداي ناشي ازآنها که بیش از گنجایش روستا بود از زیبایی های طبیعت و روستا به شدت کاسته بود از طرفی مشاهده می شد که تعداد زیادی از اتومبیل های گران قیمت، نو و... در جای جای کوچه های روستا پارک شده و بعضابه طرف آبشار بالای جواهر ده در حرکت، به این آبشار که می رسیدی مشاهده می شد که مقداری کمی آب از محلّی زیبا به طرف پایین سرازير بود.

   

                      

                                                     نمونه تصویری ازپارک اتومبیلها در کنار آبشار جواهرده

     ولی متاسّفم که باید بگویم در اطراف رودخانه آنچه که بیشتر جلب نظر می کرد انبوه مواد زاید از جمله ظروف یک بار مصرف و دیگر زباله های رها شده در وسط رودخانه نزديك آّبشار دل هر انسانی آگاه وعاشق طبيعت را به درد می آورد. در کوچه های روستا تعدادی زباله دان در گوشه هایی تعبیه شده بود امّاکفایت زباله انبوه مسافران را نمیکرد. در نزدیک آبشار و کناره رود بالای ده هیچ از زباله دان خبری نبود که یک نقص بزرگی به شمار می رفت. با خود فکر می کردم اغلب کسانی که به این محل سفر می کنند از سر و وضعشان پیداست که بایستی از دانش و بینش بالایی برخوردار باشند ولی چرا بعضاْ به این مسئله نمی اندیشند این زباله ها را حداقل با خود حمل کرده و به پایین منتقل نمایند، مگر آنها برای استراحت و استفاده از طبیعت به این محل نمی آیند، آیا این دستمزد طبیعت است که این گونه پاسخ آن را می دهند.هرچند كه بازيافت زباله نيز بويژه درشمال كشور به خوبي انجام نميشود وجمع آوري وانباشت آنها در محل هايي باعث تخريب محيط مي گردد وليكن چه دليلي داردبعضي از مردمان هر جا كه اطراق نمودند محل را باآلوده كردن و

نازيبا ساختن آن ترك كنند.

                                                                                 

                         

                                  نمونه ای از تصویر انواع زباله های رها شده توسط مسافران در رودخانه آبشارجواهرده

    الا ایحال صبح روز بعد با افراد گروه عازم قلّه شدیم وطيّ يك مسير تقريبآْ طولاني پس از حدود 7 ساعت خود را به بلندای کوه رساندیم. دامنه های کوه را چمن زارهاو گل های رنگارنگ تزیین نموده بود و با توجه به برف نسبي زمستانی منطقه از طبیعت مناسبی برخوردار بود ولی عدم ادامه بارندگی مناسب دربهار رمق حیات را از گیاهان و چمنزارهای دامنه کوه گرفته بود و خوشبختانه با مقدار کمی بارندگی در دو روز قبل ، این جان کندن و بی رمقی اندکی کندتر.

 

                       

                             تصویری از دامنه کوه سماموس دریک روز بهاری پس از یک روز بارانی

  

   نزدیک صلوة ظهر وقتی به قله رسیدیم ساختمانی سنگی کوچکی را برفراز آن دیدیم که مقبره یکی از بزرگان سادات از تبار علویان است،كه با خواندن فاتحه اي برمزار اين سيّد عاليقدر روح خودرا به ياد جدّش حضرت زهرا(س) كه فرداي روز صعود به اين قلّه سالروز رحلت آن بانوي پاك ومعصوم بود جلا داديم  یکی از کوهنوردان آن محل می گفت که این مقبره مربوط به سید یحیی کیائی حاکم منطقه حدود 800 سال پیش است که خود وصیت نموده تا در بلند ترین نقطه مازندران دفنش نمایند. شاید یکی از معدود امامزاده هایی باشد که بر فراز قله ای به ارتفاع 3620 متر باشد که روحانیت خاصی را به آن بالا بخشیده بود.

 

                        

                      

                                           مقبره سید یحیی کیائی بر فراز قله سماموس

   

      آسمان پاک وشفّاف پس از یک روز بارانی باعث شده بودبه خوبی کلیه ارتفاعات مشرف به دره الموت و شمال را از راه دور از جمله قلّه های "علم کوه" "تخت سلیمان " "سیالان" و سایر قلل مرتفع سلسله جبال البرز مرکزی و غربی را از بالای این قله به خوبی مشاهده نماییم مضافاْ بر این که دریای خزر با جنگل های دامنه کوههايش را که قشر عظیمی از مه فرا گرفته بود چشم اندازبسیار زیبایی باخود داشت

 

                                         

                                چشم اندازی زیبا ازدریا -جنگل وروستا از کوه سماموس در یک روز آفتابی

    

        و چه سخت بود برایمان که این قله زیبا و معنوی را با چشم اندازهای شگفت انگیزش ترک نماییم ولی چاره ای نداشتیم. خود را به طرف پایین کوه برسانیم.و باز هم شاهد این باشیم که بعضآ بدون این که خود متوجه شوند با رفتار هاوحرکت های نا زیبای وارداتی وتقليدي خود به بهانه اينكه آزادي حقّ هر انسان است! چگونه به طبیعت زیبای این منطقه و فرهنگ  ناحیه که وارث فرهنگ بزرگ علوی درديارطبرستان می باشد آسیب می رسانند.وازطرفي ديگرچه غمناك است وقتي ميشنويم ازقول عضو هيئت علمي تحقيقات منابع طبيعي در يكي ازروزنامه هاي صبح كه ميگويد:

(«روزانه 40هكتار از جنگل هاي شمال، جنگل زدائي و نابود مي شود.»جراكه درشمال كشور 9 برابر ميانگين كشوري سموم كشاورزي مصرف مي شود كه اين پديده پيامدهاي زيانباري درمنطقه به ويژه درجنگلها دارد.وهمچنين بحران زباله و انباشت غير بهداشتي آن درجنگل نيز، مشكلات زيست محيطي اين بخش را شدت بخشيده است.واينكه مجموع عوامل و فرآيند توسعه موجب فشارآمدن برعرصه هاي جنگلي كشور ازجمله جنگلهاي شمال مي شود.ضمن اينكه جنگلهاي شمال از پديده نادر اكوتوريسم جهان به شمار مي آيد، متاسّفانه صيانت ازجنگلهاي شمال با جديت صورت نمي گيرد.اين استاد دانشگاه نيز ياد آوري ميكند: فرسايش خاك از نتايج بارز جنگل زدايي به شمار مي آيد كه ميزان فرسايش خاك در شمال 20تن درهر هكتار است.و ارزش ريالي خسارت ناشي از فرسايش خاك و از بين رفتن عرصه هاي جنگلي در شمال كشور جبران ناپذير است).

مورد فوق بخشي از آسيب هايي است كه ازقول يك محقّق بيان ميشود حال جاي اين سؤال است كه چگونه انسانها بایستی بیدارشده و تا دیر نشده جهت پیشگیری از تخريب طبيعت که حاصل استفاده بی رویه ازتکنولوژی می باشد ونتیجه آن جز زوال حيات رانتيجه ديگري نيست راهکار و چاره ای عاجل بیندیشند وآن رامجدّانه به کار گیرند . شاید فرجی حاصل شود واين نه فقط يك عزم ملي بلكه تصميم جهاني را ميطلبد وتك تك انسانها نيزدر حيطه توان خود مسئولند.چراكه سوء استفاده از تكنولوژي هاي پيشرفته به نفع سلطه گران وچباولگران به جايي رسيده كه آثار مخرب آن همچون گازهاي گلخانه اي آينده زيست انسان وكليه جانداران  اين كره خاكي را تهديد مي نمايد.

 

تصاوير توسط آقایان عبدالعظیمی وگیاهچین ازهمراهان واعضای گروه

شعر سماموس برگرفته شده از وبسایت باآدرسhttp://somomus.blogspot.com/2007/11/blog-post_1861.html

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در یکشنبه 26 اردیبهشت1389 و ساعت 11:50 |
 
جام جم آنلاين: در قسمت شرق گيلان سرزمين کوهستاني و جنگلي با طبيعتي بکر، نامکشوف و رام نشدني که اسرار فراوان در دل سنگي و کالبد سبز خود دارد ديده هر بيننده اي را به خود محصور مي سازد.

اگر شهر کلاچاي را پشت سر بگذاريد و به سمت رحيم آباد عزيمت کنيد و از آنجا به قصد ديدن اين سرزمين کهن و تاريخي عبور کنيد از مسير جنگلهاي بکر و دست نخورده اي گذر خواهي کرد و در پيچاپيچ راهي که تو را فرا مي کشد  بعد از طي کردن مناظر ديدني و زيباي مسير جاده آدمي را به اوج مي رساند و چشم هر رهگذري را به خود خيره مي سازد.

اين منطقه که در امتداد سلسله کوه هاي البرز قرار دارد از جنوبي ترين نقطه شهرستان رودسر آغاز شده تا جنوبي ترين نقطه شهرستان رامسر ادامه مي يابد.

اشکور از جنوب به قزوين، از مغرب به املش و رودبار الموت، از مشرق به بخش کوهستاني رامسر و تنکابن و از شمال به دامنه هاي کوهستاني رحيم آباد محدود مي شود.

"اشکور" جزء بخش رحيم آباد شهرستان رودسر و در جنوب شهر کلاچاي به سمت رحيم آباد قرار گرفته و عجائب هفتگانه اي را در دل خود جاي داده که قدمتي به درازاي تاريخ دارد.

"مسجد ناصرالحق يا ناصرالکبير(ع)" معروف به آستانه هفت امام در روستاي رودبارک از دهستان اشکور سفلي قرار دارد که در قرن سوم هجري قمري ساخته شده و يکي ازعجائب هفتگانه اشکور به شمار مي آيد.

روستاي رودبارک با روستاهاي نرکي و توسه چال همسايه است و در 35 کيلومتري بخش رحيم آباد و 50 کيلومتري جنوب شرقي شهرستان رودسر واقع شده است.

در قرن سوم هجري قمري به دستور ناصرالحق (ناصرالکبير) ابومحمد حسن معروف به حسن اطروش نوه حسن بن زيد در روستاي رودبارک مسجدي ساخته شد که بعدها اين مسجد بنام آستانه هفت امام معروف شده است.

در داخل آستانه يک ميله آهني قرار دارد که مزار هفت امامزاده را از قسمت ديگر آستانه جدا مي کند، چشمه اي نيز در پائين آستانه قرار دارد که آب آن شور و براي دفع امراض از آن استفاده مي شود.

از خصوصيات ظاهري ديگر آستانه هفت امام مي توان، سه درب چوبي دو لنگه در سه جهت غرب و شرق و شمال، چهار طرف ايوان، تعداد 22 ستون که با آجر البرز ساخته شده  نام برد.

در دورادور آستانه، يک درب دولنگه فلزي در ورودي ايوان، يک ستون چوبي در وسط آستانه و سراسر بام پوشيده از سفال است. تخته چوبهايي نيز در آستانه قرار دارد که بر روي آنها عبارات زير حک شده است: "ابر آمد و زار زار بر سبزه گريست بي باده گلرنگ نمي بايد زيست ، اين سبزه که امروز تماشاگه ماست تا سبزه خاک ما تماشاگه کيست؟"

درب چوبي که به "بي بي هيبت " معروف است در قسمت غربي ديوار آستانه نصب شده است و اعتبار زيادي به آستانه هفت امام بخشيده است، تاکنون اين درب دوبار توسط کساني به سرقت رفته ولي به لطف خدا دوباره به جاي خودش برگشته است.

"کوه عروس و داماد" از ديگر عجائب اشکورات است که درروستاي زياز واقع شده است اين روستا با روستاهاي آغربن کندسر، گرمابدشت، ديورود و سجيران همسايه بوده و در 26 کيلومتري بخش رحيم آباد و 41 کيلومتري جنوب غربي شهرستان رودسر واقع شده است.

در شمال منطقه سي پل، کوه سنگي با شيب بسيار تند واقع شده است که در بالاترين نقطه آن دو مجسمه سنگي به شکل عروس و داماد قرار دارد.

نقل است که در گذشته هاي دور پسر و دختري بدون اذن والدين خويش زندگي زناشويي خود را آغاز مي کنند تا اينکه در اثر اين بي حرمتي مورد عاق والدين واقع شده  و در نقطه اي که در حال حاضر به "عروس و داماد " معروف است به شکل دو انسان تبديل به سنگ مي شوند.

کوه عروس و داماد به واسطه اينکه در بين کوه هاي ديگر اشکور از زيبايي و شکوه خاصي برخوردار است و نظر هر بيننده اي را در حال گذر از اين منطقه به خود جلب نموده و ناخودآگاه متوجه عظمت خالق هستي که باعث اين همه زيبايي است، مي کند.

" درياچه صمد آباد" يکي ديگر از عجائب منطقه اشکورات گيلان است که در روستايي صمدآباد قرار دارد اين روستا با روستاهاي اکبرآباد، برمکوه، تلابنک، وگلخاني، دشتک و زراکي همسايه است و در 54 کيلومتري بخش رحيم آباد و 69 کيلومتري شهرستان رودسر واقع شده است.

ساکنان اين روستا معتقدند که نام اصلي اين روستا در گذشته چيز ديگري بوده است، نقل است که در گذشته دو سيد در تاريکي شب وارد اين روستا شده اما کسي حاضر نشد که آنان را در منزل خود پناه دهد تا اينکه سرانجام در منزل پيرزني که تنها زندگي مي کرد وارد مي شوند در اين هنگام آن دو به پيرزن از آب گرفتن تمام روستا خبر مي دهند.

سپس وقت موعود فرارسيد و تمام روستا را آب مي گيرد، بعدها فردي به نام صمد تصميم به آباداني اين روستا مي گيرد که  از آن زمان تاکنون اين روستا به صمدآباد معروف شده است.

درياچه اي نيز در اثر آبگرفتگي از آن زمان تاکنون برجاست که يکي از بزرگترين درياچه ها و از جمله عجايب هفتگانه اشکور به شمار مي آيد.

" غار وادار" روستاي دليجان از ديگر عجائب اشکورات است اين روستا با روستاهاي تواسانکش و ياسور همسايه بوده و در 47 کيلومتري بخش رحيم آباد و 62 کيلومتري شهرستان رودسر واقع شده است.

غاروادار، آثار آبادي و آجرهاي قديمي در کجيل سرا، آسياب قديمي بومي تله از نقاط معروف و قديمي اين روستا به شمار مي رود.

غار وادار که در مشرق روستا واقع شده از منطقه ونکش شروع و تا غار وادار امتداد دارد در فاصله اين دو نقطه که بصورت تونلي زيرزميني است دهانه آن در منطقه وادار گشاد و پهن مي شود.

در حال حاضر در اين نقطه به صورت يک غار آشکار است، اين غار در امتداد سرچشمه رودخانه آسمانرود واقع شده و از حيث قدمت داراي تاريخ بسيار دور و درازي است و از ديگر عجايب هفتگانه اشکور به حساب مي آيد.

" دارگردان رجه" در روستاي گيري واقع شده است و اين روستا با روستاهاي کياشکول، ميانرود و محمودلات همسايه بوده و در 68 کيلومتري بخش رحيم آباد و 83 کيلومتري جنوب شرقي شهرستان رودسر واقع شده است.

اين روستا در منتهي اليه اشکور بالا و در پاي قله معروف بزاکو قرار گرفته است در ميان منطقه زورو و قله بزاکو، "دارگردان رجه" واقع شده است که استان گيلان و استان مازندران را از همديگر جدا مي کند.

در اين نقطه تصوير چند انسان که در حال حمل درخت بوده به صورت سنگ سياه درآمده و چشمان تمامي آنها به طرف کوه بلور (شاه سفيد کوه) است.

سرچشمه رودخانه آسمانرود واقع در روستاي گيري، آسياب قديمي که در جنوب روستاي مذکور واقع شده است در حال حاضر متعلق به آقاي کشتگر است.

اين آسياب شايد يکي از معدود آسيابهاي اشکور است که هنوز هم از مناطق دور و نزديک براي آسياب کردن گندم مورد استفاده قرار مي گيرد، علت اصلي برقراري اين آسياب آب فراواني است که از دهانه يک سنگ بزرگ بيرون مي آيد که اين محل سرچشمه رودخانه آسمانرود است.

اين چشمه که معروف به آسمانرود بوده به علت صافي و زلالي آب به اين نام معروف شده است و به عنوان يکي ديگر از عجايب هفتگانه اشکور معرفي شده است.

"تونل طولاني يازن" از عجائب هفتگانه اشکورات گيلان است که  در روستاي يازن قرار دارد، يازن با روستاهاي تمل، نارنه و سپارده همسايه است  و  در 118 کيلومتري جنوب شرقي شهرستان رامسر واقع شده است.

در اين روستا در انبارکاه شخصي به نام صدرالله يازني يک تونل بسيار طولاني وجود دارد که به عقيده اهالي راه به جايي دارد.

صاحب کتاب از "آستارا تا آستارآباد"  نيز از وجود اين تونل بسيار طولاني در روستاي يازن ياد مي کند، اين تونل يکي ديگر از عجايب هفتگانه اشکور به حساب مي آيد.

به هرحال عجائب هفتگانه اشکور و ساير نقاط ديدني و جذاب مناطق اشکورات که داراي قدمت ديرينه پس از اسلام هستند بستر مناسبي براي جذب گردشگران داخلي و خارجي است و بايد اين آثار تاريخي و طبيعي به طور کامل به گردشگران و علاقمندان معرفي شود.

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در یکشنبه 26 اردیبهشت1389 و ساعت 11:40 |
شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) بر تمامی شیعیان عالم تسلیت باد
+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در یکشنبه 26 اردیبهشت1389 و ساعت 11:16 |

 

 


در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

"وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت: ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:

ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.

علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.

همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:

ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌كنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:

وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.

پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)

اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در كتاب روضة الواعظین روایت كرده‌اند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.

چون خبر شهادت حضرت زهرا در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:

هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)

ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.

در كشف الغمّه روایت كرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:

ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.

اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.

در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.

پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛2/122)

چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛151) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیك قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا كه حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌كند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با كمی اختلاف.)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص184) از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص185) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالی شیخ صدوق؛ ص523)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛361)

منبع:

بوی بهشت سوخته

برگزیده از كتاب جلاءالعیون علامه محمّدباقر مجلسی

اقتباس: علی لباف

از صفحه (60 تا 73)

لینک مطالب مرتبط:

- مباهله؛ جلوه‌ای از حضور حضرت زهرا(س) در عرصه سیاست

- مصحف حضرت فاطمه(س) فراتر از شناخته‌های بشری

- ماجراى فدك

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در یکشنبه 26 اردیبهشت1389 و ساعت 11:10 |

حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر امیرالمومنین


منزلت و جایگاه رفیع حضرت زهرا علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام نشانگر اوج شخصیت زن در نگاه اوست، یك زن می‌تواند چنان بالا رود كه مایه مباهات و افتخار امام (علیه السلام) گردد. اگرچه بیان عظمت مقام حضرت فاطمه علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام خود تحقیق مستقلی می‌طلبد لكن در اینجا فهرست‌وار، به ذكر پاره‌ای از موارد، پرداخته شده تا بیانگر اوج مقام و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد.

مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام

شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌كند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاك برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند. برخی از موارد كه حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرموده‌اند عبارت است از:

* در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی كه حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است كه «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم كش دوزخیان از شماست.»(1)

حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»

* در جریان شورای شش نفره كه خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین كرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من كسی هست كه همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.(2)

* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»(3)

* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و كمالات خویش و این‌ كه باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبكر فرمود: «تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن كس كه رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبكر پاسخ داد: تو هستی.(4)

فاطمه ركن علی است

از مقامات ممتازی كه مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌باشد ركن بودن برای علی است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیك یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب ركناك.» (5)

چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن كه فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام كلثوم] به زودی دو ركن تو از دست می‌روند.»

حضرت علی علیه السلام بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:«بِمَنِ العَزاء‌ یا بِنتِ مُحمد؟ كنت بِكِ اتعزی فَفیم العَزاء من بعدك؟»؛ به چه چیزی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو به چه چیزی آرامش یابم؟

علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یكی از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این ركن دیگر است.»

مددكار اطاعت الهی

انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همكار و دوست برای آنان كسی بود كه در این راستا به آنها كمك كند.

می‌خوانیم علی علیه السلام در پاسخ پیامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»(6)

تمسك علی علیه السلام به كلام زهرا علیهاالسلام

حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این كه فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنی‌هاشم، قالت: دعوا التعداد و علیكم بالدعا.»

حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلی الله علیه و آله به زنان بنی‌هاشم كه او را یاری می‌كردند و زینت‌ها را رها كرده و لباس سوگ در بر نموده‌اند، فرمود:«این حالت را رها كنید و بر شماست كه دعا و نیایش نمایید.»(7)

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامی‌تر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»

با این كه حضرت علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفته‌های او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا علیهاالسلام تمسك می‌كند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بوده و این كه تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.

تنها تسلی بخش علی علیه السلام

حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:

«بِمَنِ العَزاءُ‌ یا بِنتَ مُحمَد؟ كُنتُ بِكِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِكِ؟» (8)؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟

غضب خداوند به غضب فاطمه علیهاالسلام

حضرت علی علیه السلام از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل نموده كه ایشان فرمودند:

«انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»(9)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی می‌شود.

«خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود كه دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید…

و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند:

« انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِكِ وَ یَرضی لِرِضاكِ»(10)؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود می‌شود.

برگزیده پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا علیهاالسلام خطاب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «قل یا رسول الله عن صفیتك صبری»؛ « یعنی این صفیه توست، بانویی كه صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت كرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.»(11)

تكرار مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامی‌تر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»(12)

مقدم نمودن خواست فاطمه برخواست خویش

در هنگام وصیت حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر مبارك فاطمه علیهاالسلام را به سینه چسباند و گفت:«هر چه می‌خواهی وصیت كن، یقینا به عهد خود وفا كرده، هر چه فرمان دهی انجام می‌دهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم می‌دارم.» (13)

پایان شكیبایی علی علیه السلام

علی علیه السلام كه اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام تاثر و تالم خود را چگونه اظهار می‌دارد، تا آنجا كه بعد از دفن همسر گرامیش در حالی كه حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت:

«خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود كه دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید… اگر بیم چیرگی ستمكاران نبود، برای همیشه اینجا [كنار قبر زهرا(علیهاالسلام)] می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم می‌راندم.»(14)

پی‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار/ج41/ صص151و 224.

2- نهج البلاغه.

3- طبرسی/ احتجاج/ مؤسسه الاعلمی للمطبوعات/ بیروت/ چاپ دوم، 1983 میلادی/ج1/ ص135.

4- همان/ ص 123.

5- علامه الحافظ محب الدین الطیری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی/ چاپ بیروت دار المعرفه/ ص 56.

6- بحارالانوار/ ج43/ ص 117.

7- جوادی آملی/ زن در آئینه جمال و جلال/ ص42.

8- رحمانی همدانی/ فاطمة الزهرا بهجة قلب مصطفی/ ص 578/ به نقل از مجمع الروایة.

9- کنزالعمال/ مؤسسه الرسالة بیروت/ ج12/ ص111.

10- همان.

11- نهج البلاغه/ فیض السلام/ خطبه 193.

12- سیدمحمد کاظم قزوینی/ فاطمة الزهرا من المهد الی اللحد/ دارالصادق بیروت/ چاپ اول/ صص610- 609.

13- همان.

14- اصول کافی/ ج1/ ص 159.

"فصلنامه پژوهشی و اطلاع رسانی نهج البلاغه"

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در یکشنبه 26 اردیبهشت1389 و ساعت 11:8 |

 

شرح بيماري

گرمازدگي‌ عبارت‌ است‌ از بيماري‌ ناشي‌ از قرار گرفتن‌ طولاني‌مدت‌ در معرض‌ حرارت‌ زياد، نخوردن‌ مايعات‌ به‌ حد کافي‌، يا خوب‌ کار نکردن‌ مکانيسم‌هاي‌ تنظيم‌ حرارت‌ در مغز. اين‌ حالت‌ مي‌تواند در هر سني‌ رخ‌ دهد، اما در سالمندان‌ شايع‌تر است‌.

علايم‌ شايع‌

·         خستگي‌ گرمايي‌:

o        منگي‌، خستگي‌، غش‌، سردرد

o        رنگ‌ پريدگي‌ و مرطوب‌ بودن‌ پوست‌

o        تند و ضعيف‌ بودن‌ نبض

o        تند و سطحي‌ بودن‌ تنفس‌

o        گرفتگي‌ عضلاني‌

·         تنشگي‌ زياد گرمازدگي‌:

o  غالباً قبل‌ از اين‌ مرحله‌، خستگي‌ گرمايي‌ و علايم‌ آن‌ وجود دارد.

o        داغ‌، خشک‌ و بر افروخته‌ بودن‌ پوست‌

o        تعريق‌ وجود ندارد.

o        بالا بودن‌ درجه‌ حرارت‌ بدن‌

o        تند بودن‌ ضربان‌ قلب

o        گيجي‌

o        از دست‌ دادن‌ هوشياري‌

علل‌

·         خستگي‌ گرمايي‌ به‌ علت‌ نوشيدن‌ آب‌ به‌ مقدار ناکافي‌، خوردن‌ نمکبه‌ مقدار ناکافي‌، و کمبود توليد عرق‌ به‌ وجود مي‌آيد. (بدن‌ به‌ کمک‌ عرق‌ کردن‌ و بخار شدن‌ عرق‌ خنک‌ مي‌شود.

·  گرمازدگي‌ در اثر قرار گرفتن‌ بيش‌ اندازه‌ در حرارت‌ شديد و کار نکردن‌ مکانيسم‌هاي‌ تنظيم‌ حرارت‌ بدن‌ ايجاد مي‌شود. در اين‌ حالت‌ دماي‌ بدن‌ تا حد خطرناکي‌ بالا مي‌رود (حتي‌ تا حدود 5/41 درجه‌).

عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر

·         اثرات‌ عمومي‌ بالا رفتن‌ سن‌

·         نوشيدن‌ الکل يا سوءمصرف‌ ساير مواد

·         بيماري‌ مزمن‌ مثل‌ ديابت‌ يا بيماري‌ عروق‌

·  بيماري‌ اخير که‌ باعث‌ از دست‌ رفتن‌ مايع‌ در اثر استفراغ‌ يا اسهال‌ شده‌ باشد.

·         هواي‌ داغ‌ و پر رطوبت‌ (شرجي‌)

·         کارکردن‌ در محيط‌ بسيار گرم‌

·  از دست‌دادن‌ مايعات‌ بدن‌ در اثر تعريق‌ و ننوشيدن‌ مايعات‌ کافي‌ براي‌ جايگزيني‌ آب‌ از دست‌ رفته‌

·         پوشيدن‌ لباس‌ زياد، خصوصاً لباس‌ تنگ‌

·         تببالا

·  فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري بدني‌ يا ورزش‌ شديد در هواي‌ داغ‌ و پر رطوبت‌

 

پيشگيري‌

·         در هواي‌ داغ‌، لباس‌ سبک‌ و گشاد بپوشيد.

·         مرتب‌ آب‌ بنوشيد و صبر نکنيد تا تشنه‌ شويد و سپس‌ آب بنوشيد.

·  اگر تعريق‌ زياد داريد، آب‌ بيشتر بنوشيد. اگر مقدار ادرار کم‌ شود، ميزان‌ آب‌ دريافتي‌ را زيادتر کنيد.

·  اگر زيادي‌ گرمتان‌ شده‌ است‌، پنجره‌ را باز کنيد، يا از فن‌ يا تهويه‌ مطبوع‌ استفاده‌ کنيد. اين‌ کارها باعث‌ راحت‌تر تبخير شدن‌ عرق‌ و در نتيجه‌ خنک‌ شدن‌ پوست‌ مي‌شوند.

·         سعي‌ کنيد به‌ هواي‌ داغ‌ عادت‌ کنيد.

عواقب‌ مورد انتظار

معمولاً با درمان‌ سريع‌ بهبودي‌ کامل‌ در عرض‌ 2-1 روز حاصل‌ مي‌شود.

عوارض‌ احتمالي‌

ممکن‌ است‌ هر کدام‌ از اعضاي‌ مهم‌ بدن‌ دچار مشکل‌ شوند ( قلب، ريه ها، کليه ها، مغز )

با مدت‌ زمان‌ قرار گرفتن‌ در معرض‌ گرما و شدت‌ آن‌، و نيز سرعت‌ و اثربخشي‌ درمان‌ ارتباط‌ دارد.

 

 

 

 

 

درمان‌

اصول‌ کلي‌

·         اگر فردي‌ علايم‌ گرمازدگي‌ را دارد و عرق‌ نمي‌کند:

وي‌ را سريعاً خنک‌ کنيد. لباس‌هاي‌ وي‌ را در آوريد و او را در آب‌ سرد قرار دهيد، يا دور او ملحفه‌ مرطوب‌ بپيچيد. ترتيب‌ انتقال‌ او را به‌ نزديکترين‌ بيمارستان‌ بدهيد. اين‌ يک‌ اورژانس‌ است‌!

·         اگر فردي‌ ضعيف‌ و خسته‌ است‌ اما عرق‌ مي‌کند:

وي‌ را در يک‌ جاي‌ خنک‌ بخوابانيد، مايعات‌ خنک‌ به‌ او بدهيد (آب‌، آب‌ ميوه‌، يا ساير نوشيدني‌هاي‌ خنک‌). ترتيب‌ انتقال‌ او را به‌ نزديکترين‌ بيمارستان‌ بدهيد، مگر در موارد خفيف‌. توصيه‌هاي‌ پزشکي‌ براي‌ مراقبت‌ مناسب‌ از فرد را به‌ وي‌ يا همراهان‌ وي‌ ارايه‌ دهيد.

داروها

براي‌ اين‌ اختلالات‌ معمولاً دارويي‌ مورد نياز نيست‌.

فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري

·  وقتي‌ که‌ علايم‌ وجود دارند، در حالتي‌ که‌ پاهايتان‌ بالا باشد استراحت‌ کنيد.

·  با روبه‌ بهبود گذاشتن‌ علايم‌ مي‌توان‌ کارهاي‌ روزمره‌ را تدريجاً از سر گرفت‌.



رژيم‌ غذايي‌

رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود.

درچه شرايطي بايد به پزشک مراجعه نمود؟

اگر شما يا يکي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ گرمازدگي‌ يا خستگي‌ گرمايي‌ را داريد، يا اين‌ که‌ علايم‌ را در فردي‌ ديگر مشاهده‌ نموده‌ايد. بلافاصله‌ اورژانس‌ را خبر کنيد! اين‌ اختلالات‌ ممکن‌ است‌ جدي‌ يا مرگبار باشند

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در یکشنبه 26 اردیبهشت1389 و ساعت 9:12 |

 انجمن علمی دانشجویان باغبانی مرکز آموزش جهاد کشاورزی شاهرود و انجمن علمی دانشجویان کشاورزی دانشگاه پیام نور شاهرود،همایش مقالات علمی دانشجویی در مورد گل و گیاهان زینتی را برگزار خواهند کرد.

این همایش در آبان ماه 1389 در محل مرکز آموزش جهاد کشاورزی شاهرود برگزار خواهد شد. آقای مهندس اسماعیل باباخانزاده به عنوان دبیر علمی همایش انتخاب شده است.

  
نویسنده : غلامرضا طالبی ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٤
+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در دوشنبه 20 اردیبهشت1389 و ساعت 18:33 |
+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در دوشنبه 20 اردیبهشت1389 و ساعت 17:46 |

 

جان کلام این است که نمی توان رنج ،صبر،پشتکار،عشق،دلسوزی و ..... صدهاخصوصیات خوب مادران را با کلام ناقص بشری بیان نمود .  اما گاهی دیده میشود  همین مادران مورد بی مهری عزیزانشان قرار میگیرند . شعر جالب ایرج میرزا را در این خصوص بخوانیم :

توضیح اینکه تا چندسال پیش شعر معروف "مادر" این شاعر درکتابهای درسی وجود داشت که متاسفانه حذف شد.

داد معشوقه به عاشق پیغام                که کند مادر تو با من جنگ

هر کجا بیندم از دور  کند                     چهره پرچین و جبین پر آژنگ

با نگاه  غضب  آلود  زند                       بردل  نازک من  تیر  خدنگ

از در خانه مرا  ترک  کند                      همچو سنگ از دهن قلماسنگ

مادر سنگ دلت تا زنده ست                شهددرکام من و توست شرنگ

نشوم یک دل و یک رنگ تو را               تا نسازی دل او از خون رنگ

گر تو خواهی به وصالم برسی             باید این ساعت بی خوف و درنگ

روی و سینه تنگش بدری                    دل برون آر ی از آن سینه تنگ

گرم و خونین به منش باز آری               تا برد   ز   آینه    فلبم   زنگ

عاشق بی خرد نا هنجار                     نه بل آن فاسق بی عصمت و ننگ

حرمت مادری از یاد ببرد                       خیره از باده  و دیوانه  ز ننگ

رفت و مادر را افکند به خاک                  سینه بدرید دل آورد به چنگ

قصد سر منزل معشوق نمود                دل مادر به کفش چون نارنگ

ازقضا خورد دم در به زمین                   واندکی سوده شد او را آرنگ

وان دل گرم که جان داشت هنوز           اوفتاد از کف آن بی فرهنگ

از زمین باز چو برخواست نمود              پی  برداشتن   آن   آهنگ

دید کز آن دل آغشته به خون               آید آهسته برون این  آهنگ

آه دست پسرم یافت خراش                 آخ پای پسرم خورد به سنگ .

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در دوشنبه 20 اردیبهشت1389 و ساعت 17:27 |
  اولین روز دبستان بازگرد
 کودکی‌ها شاد و خندان باز گرد
باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب‌های چوبکی

 خاطرات کودکی زیباترند
 یادگاران کهن ماناترند
  درسهای سال اول ساده بود
 آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریزعلی پیراهن از تن می‌درید

تا درون نیمکت جا می‌شدیم
ما پر از تصمیم کبری می‌شدیم
پاک‌کن‌هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه‌هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه‌های جامه‌های وصله‌دار
بچه‌های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم
لا اقل یک روز کودک می‌شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن»
 
تقديم به همه معلمان دنيا

گزیده:
دوست‌‌دار معلمي هستم كه انديشيدن را بياموزد نه انديشه را.  دكتر شريعتي

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در دوشنبه 20 اردیبهشت1389 و ساعت 17:24 |

 

رحیم آباد یکی از بزرگترین بخشهای استان گیلان و شهرستان رودسر می باشد . یعنی از مساحت 1989 کیلومترمربعی شهرستان رودسر بیش از 750 کیلومتر مربع مساحت تقریبی بخش رحیم آباد است ، که از شمال به بخش کلاچای ، از شرق به روستاهای بخش کلاچای و مازندران ، از غرب به  شهرستانهای سیاهکل و املش و جنوب به روستاهای استانهای مازندران ، قزوین و شهرستان رودبار متصل می باشد . بخش رحیم آباد دارای 225 روستا و آبادی می باشد که جمعیت 45 هزار نفری آن در طی 15 سال اخیر به خاطر محرومیتهای مختلف به حدود 30 هزار نفر کاهش پیدا کرده است . حدود  7800  نفر معادل 26% و 22200 نفر برابر 74% از این جمعیت به ترتیب در شهر و روستاهای این بخش سکونت دارند . رحیم آباد دارای چهار دهستان شامل طول لات به مرکزیت روستای طول لات ، اشکور سفلی به مرکزیت روستای زیاز ، اشکور علیا وسیارستاق ییلاقی به مرکزیت روستای ارکم و دهستان شوئیل به مرکزیت روستای شوئیل می باشد ،  بجز دهستان طول لات که درمناطق جلگه ای است سه دهستان دیگر دردل کوهستانهای اشکور واقع گردیده اند ، که مجموعا" بنام منطقه اشکورات شناخته می شود . این منطقه یکی از نواحی بزرگ شهرستان رودسر و بخش رحیم آباد است که دارای سرگذشتهای تاریخی است و پرداختن بدان در این مجال میسر نیست . کوه سماموس بزرگترین کوه شهرستان رودسر هست که دربخش رحیم آباد واقع شده و دارای 3620 متر ارتفاع بوده و نماد پایداری و غرورمردم میباشد .

( نامِ بافرّت سماموسِ براز * اِشکور را پردة ناموس و راز )

 

 

 

 لازم به یاد آوری است که رحیم آباد از سال 1368  به بخشدار مستقل تبدیل گردیده است و قبل از آن زیر نظر بخشداری مرکزی شهرستان رودسر بود ، و همچنین از سال 1342 دارای شهرداری می باشد . بخش رحیم آباد دارای امام جمعه ، بخشداری ، دو پاسگاه انتظامی ، دو حوزه مقاومت بسیج ، و سایر ادارات و نهادها می باشد که تحت مدیریت مدیران شهرستان رودسر فعالیت می نمایند و تنها ادارات کمیته امداد و اداره آموزش و پرورش مستقل و زیر نظر استان فعال هستند .

تولیدات و اقتصاد ر حیم آباد ؛

اساسا" اقتصاد منطقه بر پایه کشاورزی بنا نهاده شده است . بطوریکه  اشکورات بخش رحیم آباد بزرگترین تولید کننده فندق درکشور بوده  و 65 % کل تولید فندق کشور در این بخش تولید می گردد و به همین دلیل تنها کارخانه فندق کشور در این بخش واقع گردیده است . و علاوه برآن گل گاوزبان و سایر گیاهان دارویی ، گردو ، دامپروری و ... ازدیگر تولیدات اشکور بوده و چای ، برنج ، مرکبات و ... هم از مهم ترین محصولات جلگه ای بخش رحیم آباد می باشند. رودخانه پلرود با طول 80 کیلومتردومین رودخانه پرآب استان گیلان است که از کوهستانهای اشکور سرچشمه گرفته و پس از عبور از رحیم آباد به دریای خزر می ریزد . معادن مختلف طبیعی ، ذغال سنگ ، انواع سنگهای ساختمانی و صنعتی ، شن ، چشمه های آب معدنی طبیعت بکر ، زیبا و بی نظیر ، زیارتگاههای متعدد شامل بقعه ها وامام زاده ها  وبیش از یکصداثر تاریخی ثبت شده درفهرست آثار ملی  ... از دیگر استعدادها وظرفیتهای منطقه برای سرمایه گزاری و اشتغال می باشد . بازار هفتگی روزهای دوشنبه در رحیم آباد « دوشنبه بازار » محلی است که در آن مردم شهرها و روستاهای اطراف برای تأمین مایحتاج خود گرد هم می آیند . بخش رحیم آباد با تقدیم حدود یکصدو پنجاه شهید سرافراز و صدها نفر ایثارگر ائم از آزاده ، جانباز ، رزمنده و بسیجی دین خود را نسبت به انقلاب ادا نموده است . شهیدان سرافراز سرلشکر قنبر قنبرزادة شوئیلی (ارتشی) ، علی جان بی نیاز دلیجانی (پاسدار) و مهندس عادل رحیم آبادی (بسیجی) از جمله شهدای بزرگوار این بخش هستند . همچنین بخش رحیم آباد از قدیم الایام بواسطه اینکه کوهستانهای اشکور پناهگاه شیعیان وعلویان در طول تاریخ بوده ، دانشمندان و عالمان بزرگی از علوم قدیم و جدید را در خود پرورش داده است ، از جمله ؛ آیت الله ابوالقاسم اشکوری از شاگردان میرزای رشتی و شارح مطالب شیخ مرتضی انصاری مدفون درنجف ، آیت الله بهاءالدین اشکوری ،  آیت الله سید حسن اشکوری از مراجع تقلید و صاحب تألیفات ، آیت الله معصومی اشکوری صاحب کتاب دوچوب یک سنگ ، دکتر فنایی اشکوری و صدها دانشمند علوم رشته های مختلف ... .  علی رغم تلاشهایی که درسالهای بعداز انقلاب برای عمران وپیشرفت منطقه صورت گرفته است ، اما همچنان مشکلات مختلفی منطقه را رنج می دهد . به عنوان مثال صددرصد روستاهای فاقد برق و جاده شهرستان دراین بخش محروم واقع گردیده است ، تصویب پروژه های مهم در سفرهای اول و دوم ریاست محترم جمهوری به استان گیلان ، از جمله راه رحیم آباد به قزوین ، سد مخزنی پلرود ، اعلان مناطق متعدد از این بخش به عنوان گردشگری و ...می تواند اقتصاد خانواده ها را بهبود بخشد . 

 

گمان نمی کنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد .

[ حضرت امام خمینی ره ]

+ نوشته شده توسط اسماعیل باباخانزاده در دوشنبه 20 اردیبهشت1389 و ساعت 17:13 |